فهرس الكتاب
و بعنوان فصل الخطاب، که همانا اعتقاد صحيح، تفاوت ميان حق و باطل است، مي توان گفت: کساني که ملتزم به اين عقيده بوده اند، پابرجا و استقامت داشته اند، و در علم و دعوت و در ميدان فرمانروايي و عمل و جهاد هم صالح بوده اند و هم اصلاح کرده اند.
ولي هر کس از اين راه منحرف شده باشد، دچار اختلاف و تفرقه گشته و فهم آنان عقيم مانده و اقوال و رفتارشان دچار اضطراب و ناهماهنگي گشته و در نهايت هم خودشان فاسد گشته اند و هم جامعه را به تباهي برده اند. خداوند در اين زمينه مي فرمايد. {فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ ? } (يونس: 32) .
«با اين حال، بعد از حق، چه چيزى جز گمراهى وجود دارد؟!» .
ابن تيميه - رحمه الله - مي گويد:
طريقه اهل سنت و جماعت همانا دين اسلام است، اسلامي که خداوند بخاطر آن محمد را به عنوان رسول خويش به آن مبعوث نمود، ولي هنگامي که پيامبر - صلى الله عليه وآله وسلم - خبر داد که امتش دچار اختلاف و چند دستگي مي شود و به هفتاد و سه فرقه مي رسند و همه آنها در دوزخ هستند مگر يکي از آنها، و آن دسته اي هستند که ملتزم به جمع و جماعت مسلمانان هستند [1] .
و در حديثي ديگر مي فرمايد: آن فرقه اي که نجات يافته اند همانهايي هستند که بر طريقه من و اصحاب من رفته اند [2] .
(1) - ابوداود در كتاب السنة، مبحث شرح السنة (4597) . ترمذي در كتاب الإيمان، مبحث: ما جاء في افتراق هذه الأمة (2640، 2641) ، وابن ماجه كتاب الفتن، مبحث: افتراق الأمم (3993) ، وأحمد در مسندش (4/ 102) ، ودارمي در كتاب السير، مبحث: في افتراق هذه الأمة (2521) .
(2) - ترمذي در كتاب الإيمان، مبحث ما جاء في افتراق هذه الأمة (2641) ، طبراني در معجم الصغير، مبحث: من اسمه عيسى (711) .