فهرس الكتاب
سلف آنجا که علم کلام را نقد کرده اند، براساس منهج و روش عقلي، آن را نقد نکرده اند بلکه با مقياس هاي شرعي آن را رد کرده اند، زيرا دلايل شرعي، دلايل عقلي هم بحساب مي آيند و اين بليغ تر و کاملتر از ادله متکلمين است، علاوه بر اينکه دلايل شرعي آن مغالطه کاريهاي متکلمين را هم ندارد.
و اين دلايل با اسلوبي روشن و پيشرفته که داراي سرزندگي و قدرت است ظاهر مي شود و با آوردن دلايل و مثالهايي از واقعيت زندگاني انسان، و آنچه که زندگي انسان را در بر گرفته تقديم شده هر چند نوع زندگي، جنس، محيط و دوره و زمانه آن هم متفاوت باشد. و اين اسلوب از هر روش ديگري بليغ تر و تاثيراتش در نفس انسان از هر اسلوب ديگري بيشتر است، و در آن مجال بيشتري براي عقل وجود دارد که انديشه ها و کارکردهاي خويش را در آن بکار گيرد، البته به علاوه اينکه در اين راهکار يک نوع ضمانت وجود دارد که رفتن در اين مسير را بدون لغزش و انحراف تضمين مي کند.
خداوند عقلها را با يک صفت عام براي فهميدن آنچه که شرعًا مطلوب است آماده کرده است؛ و به آن چيزهايي بخشيده است که باعث مي شود از فطرتهاي ناپاک و تابع اهواء دور شده و با فطرتهاي بي آلايش مرتبط گشته و با آيات آفاق و انفس در آميزد، سپس خداوند آن را با کتاب و سنت تکميل گردانيد.
در اين زمينه، سلف صالح با قرآن کريم و سنت پيامبر - صلى الله عليه وآله وسلم - اکتفا کرده اند و آن دو را بعنوان تنها منبع هدايتگر و راهنما برگرفته اند، و از آيات قرآن قواعد نظري و عقلي استنباط کرده اند، و از همه مردم بهتر و تواناتر مسائل اعتقادي را توضيح مي دادند و آن را با دلايل و برهان قاطع محکم مي نمودند و هر سوال و مسايل شک برانگيز را جواب مي دادند.
2 -تبعيت و پيروي نمودن از سلف صالح در تفسير نصوص.