فهرس الكتاب

الصفحة 124 من 148

عصر صحابه و تابعين سلف و أئمه بر همين منوال گذشت که بطور مطلق تسليم تمام آنچه در قرآن و سنت در زمينه ذات و صفات آمده است، بودند، و حتي در يک مسأله ي آن تنازع و بحث نداشتند، بلکه همه ي آنها بطور مطلق موافق آن چيزي بودند که قرآن و سنت مي گويند، حرف آنان يکي بود، نه آن را تاويل مي کردند و نه آن را از جايگاه خود تحريف و دور مي کردند.

آنان معتقد بودند که أسماء و صفات خداوند توقيفي هستند و جايز نيست که چيزي را بر خدا اثبات و يا نفي نمود مگر با اذن شرع، يعني آنها هيچ چيزي را براي خدا ثابت نمي کردند، مگر آنچه خدا خودش براي خود گفته بود و يا پيامبر فرموده بود، و هر آنچه براي خدا ثابت شده از أسماء و صفات، مشابه هيچ چيزي از مخلوقاتش نيست، و هيچ چيزي هم مشابه او نيست، بلکه تمام صفات کمالي که براي خدا در نصوص صريح آمده مختص ذات باري تعالي است، و هيچ احدي از مخلوقاتش شريک وي نمي گردد، و اگر مي بينيم که اسماء و صفاتي هستند که براي خدا بکار برده مي شود و در عين حال براي مخلوق هم کاربرد دارد، اين تنها اشتراک در عموم لفظ است، و گرنه در حقيقت صفت با هم متفاوت هستند، زيرا لازم نيست وقتي که لفظي در عموم معني با هم، همخواني دارند در حقيقت صفت هم يکي باشند! وقتي که ذات خداوند با هيچ يک از ذوات مشابه نيست، صفاتش هم همينگونه است. زيرا براي ذات و صفات خداوند به مخلوقات مثال زده نمي شود.

و هيچ کدام از سلف نگفته اند که معني آيات و صفات را فقط خدا مي داند و بس، به اين دليل که آنان چيزهايي براي خدا ثابت مي کردند که متضمن صفات خدا بود، و اگر معني اين آيات و احاديث هرگز براي آنان مشخص نمي بود، درست نبود که آن را اثبات نمايند، زيرا چگونه مي توان چيزي را ثابت کرد که معني آن درک نمي شود؟

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت