فهرس الكتاب
زيرا أسمائي که در خارج وجود دارند، مطلق کلي نيستند، بلکه معين و خاص هستند، يعني وقتي خدا را به اين صفات مي ناميم يک مسماي خاص و معين است، همانطور که اگر عبدي به اين اسم ناميده شود هم، براي او نيز يک مسماي خاص و معين است، بنابراين هر کدام به مقدار و اندازة خويش توصيف مي شوند يعني وقتي خداوند به اين اسماء توصيف مي شود به همان اندازه اي که شايسته او است، توصيف مي گردد، و عبد هم به اندازه اي که شايسته مثلًا صفت علم يا بينايي است توصيف مي گردد نه بيشتر و نه کمتر.
7 -رد تأويلات کلامي.
تأويل نزد عموم متکلمين در بر گيرنده ي اين است که عقل در تفسير متون، اصل و مقدم بر شرع مي باشد، بنابراين هر گاه ميان عقل و نص تعارض پيدا شد، متون را بايد بگونه اي تأويل نمود که با عقل همخواني داشته باشد؛ مانند نصوصي که دربارة رؤيت خداوند، آياتي که بر اعلي قرار گرفتن خداوند، آيات صفات و آياتي که در اين مضامين قرار گرفته اند.
سلف اينگونه تاويلات را رد کرده و کساني را که قايل به اين نظريات هستند تخطئه مي کنند و به شدت آنان را انکار مي کنند زيرا اين کار باعث تعطيل گشتن نصوص شده و آراء و نظراتي غير از نصوص را در آن وارد مي کند که هدف نهايي آن از ميان بردن شريعت و گمراه کردن معتقدين به شريعت مي باشد. بلکه تاويل صحيح و درست نزد آنان، آن است که موافق نصوص بوده و سنت پيامبر هم آن را تأييد نموده باشد، و غير از اين نوع تأويل فاسد و نادرست است.
8 -مقيد بودن عقل و بي اعتبار بودن آن در غير ميدان خودش.
عقل وسيله اي محدود براي شناخت است که بطور يقين تنها محسوسات را در مي يابد، و نسبت به امور غيبي، تنها مي تواند معني آن را فهم کند نه کيفيت آن.