فهرس الكتاب
سلف معتقد به آن دسته از نصوص هستند که متعلق به امور غيبي مي باشند و آن را تصديق مي کنند منتها وارد مقوله کيفيت آن نمي شوند زيرا عقل نمي تواند حقيقت آن را در يابد. و اينکه مي گوييم عقل در برخي زمينه ها معتبر نيست، بدين معني نيست که آن را به طور کلي نپذيريم زيرا مي دانيم که مسلمانان بطور اجماع مي گويند کودک و ديوانه مکلف نيستند، و اين حکم را بوسيله عقل استنباط کرده اند، به همين خاطر خداوند دستور فرموده که در وضعيت آنان تدبر نماييد، و تدبر بدون عقل غير ممکن است.
و آنچه که ممنوع است، بکار بردن عقل در غير مکان خويش است، يا اينکه براي استدلال، عقل را در خدمت منهجي قرار داده باشند که برخلاف منهجي باشد که قرآن و سنت مي گويند.
سلف، شأن و منزلت عقل را از آنچه که هست بالاتر نمي برند و پايين تر هم نمي آورند و نمي گويند که عقل کافي و استقلال تام را دارد، بلکه آن را در جايگاه شايسته خويش قرار مي دهند، و آن را در ميدان قدرت و امکانات خويش قرار داده و براي نظر در ملکوت آسمانها و زمين بکار مي گيرند، و نيز براي اجتهاد در قضاياي عملي و کشف علوم مادي که هدفش پيشرفت وترقي جامعه است آن را بخدمت مي گيرند. و اين انديشه نشانگر دارابودن علم تام، دورنگري و تفکر سالم آنان است، زيرا اگر مي شد به واسطه عقل هر چيزي را تفسير نمود، ديگر نيازي به فرستادن پيامبران و فرستادن کتابهاي آسماني نبود.
ابن خلدون در مقدمه خويش مي گويد: [1] .
(1) - ص: (364 - 365) .