فهرس الكتاب
عقل ميزاني صحيح و درست است پس احکام آن هم يقيني و دروغي در آنها نيست. منتها نمي توان طمع به خرج داده و امور مربوط به توحيد، آخرت، حقيقت نبوت، حقيقت صفات الهي و امثال اينها را با آن وزن نمود، زيرا چنين کاري پا گذاشتن در حيطه محالات است، و اين همچون کسي است که ميزاني را که با آن طلا وزن مي کنند مي يابد و مي خواهد بوسيله آن يک کوه را وزن کند، اين کار بدان معني نيست که ميزان در حق او دروغ گفته باشد بلکه ميزان در آن حد نيست که بتواند کوه را وزن کند، عقل انسان هم همچون اين ميزان است، زيرا خداوند آن قدرت و توان را به آن نداده که بتواند محيط بر خدا و صفات او باشد چون اين يکي از ذرات وجود باريتعالي است.
سرهندي مي گويد [1] :
مساله ي نبوت ماوراي عقل و تفکر است يعني حقايقي که عقل عاجز از درک و فهم آن است، نبوت مي آيد آن را ثابت و متحقق مي سازد، زيرا اگر عقل به تنهايي کافي بود، پيامبران - عليهم السلام - مبعوث نمي شدند و عذاب آخرت را براي کفار منوط به بعثت پيامبران نمي کرد: {وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا (15) } (الإسراء: 15) .
«و ما هرگز (قومى را) مجازات نخواهيم كرد، مگر آنكه پيامبرى مبعوث كرده باشيم (تا وظايفشان را بيان كند) » .
عقل هم حجت است، منتها حجت بالغه نيست، يعني حجيت عقل کامل نيست، بلکه اتمام حجت وقتي صورت مي پذيرد که پيامبر فرستاده شده باشد و تعذيرات و فرامين خويش را اعلام کرده باشد. خداوند چنين مي فرمايد: {رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا (165) } (النساء: 165) .
(1) - در نامه شماره (36) ، مجموعه سوم.