فهرس الكتاب
پس هر چيزي که کمال را دارا است و نقص ندارد. خداوند شايسته تر به آن است. و هر نقص از صفات مخلوق و يا هر چيزي که بگونه اي متضمن نقص است، شايسته آن است که خدا را از آن صفت منزه بدانيم مانند خواب، فرزند، و خوردن و آشاميدن. و معني نقص و کمال را بايد از شرع گرفت، بگونه اي که نبايد خدا را به چيزي توصيف کنيم که آن چيز در حق خدا نسبت به مخلوقات کمال باشد، ولي نسبت به خدا کمال محسوب نشود. پس آنچه که شرع دربارة آن سکوت کرده است، نفي باشد يا اثبات و عقل هم آن را اثبات يا نفي نکرده باشد، در مورد آن سکوت خواهيم نمود. ولي نسبت به اموري که ثابت شده باشند و يا بدانيم که نفي شده اند، آن را اثبات و يا نفي خواهيم کرد.
10 -تعريف الفاظ متنازع فيه و معين نمودن معاني آنها.
سلف به تعريف الفاظ و معاني آنها، اهميت قابل توجهي مي دادند، چون بسياري از فرقه ها و گروههاي عقيدتي به الفاظ متشابه و مجمل استدلال مي کردند و بوسيله آن با نصوص قرآن و سنت معارضه و مقابله مي کردند، و در همان وقت اين کلمات در زبان محاوره اي معاني جداي از آنچه آنان مورد نظرشان بود، داشت، مثلًا توحيد نزد متکلمين عبارت است از اقرار نمودن به اينکه خدا يکي است در ذات خويش و همانند ندارد، و در صفات هم يکي است و شبيه او وجود ندارد، و در افعال و اعمال هم هيچ شريکي ندارد.
اين تعريف شامل توحيد ربوبيت مي شود.
ولي توحيدي که پيامبر - صلى الله عليه وآله وسلم - آورد، اثبات ألوهيت براي خداوند يکتا است، بدينگونه که شهادت دهد که هيچ معبودي بحق جز الله وجود ندارد و بجز او کسي را نپرستد، و بجز او بر کسي توکل ننمايد، و غير از ولايت او را نپذيرد، و فقط بخاطر او دشمني ورزد، و فقط بخاطر او کار کند.
و اين در برگيرنده توحيد ربوبيت و آنچه براي نفس خود ثابت نموده مي باشد.