فهرس الكتاب
إحکام، بعضي اوقات در تنزيل مي آيد و در مقابل آن آنچه که شيطان القاء مي کند قرار دارد که خداوند آن را نسخ نموده و آن را برداشته است.
و بعضي اوقات در ابقاء تنزيل مي آيد، و در مقابل آن منسوخ قرار دارد که قبلًا در جاي آنچه که الان مشروع گشته قرار داشت. و بعضي اوقات هم در تأويل مي آيد، و معني آن عبارت است از برداشت حقيقت مورد نظر تا با غير خودش مشتبه نگردد، و در مقابل آن آيات متشابهات قرار دارد، يعني آياتي که هم مشابه اين و هم مشابه آن است، پس احتمال دو معني را دارد، امام احمد مي گويد [1] :
«محکم آن است که در آن هيچ اختلافي نباشد. و متشابه، آن است که در يک جا به معنايي باشد و در جايي ديگر معناي ديگري داشته باشد» .
تشابه، امري است نسبي، زيرا بعضي اوقات براي يک انسان مشتبه مي شود که براي ديگري چنين نيست، و چه بسا در قرآن آيات زيادي هستند که بسياري از علماء معني آن را نمي دانند، چه رسد به ديگران، و اين در يک آية معيني نيست، بلکه پيش مي آيد که آيه اي براي يک نفر فهمش مشکل است، ولي براي ديگري چنين نيست، و اين مشکل بدان خاطر است که لفظ غرابت دارد و يا با معني ديگري اشتباه مي شود، و يا شايد به خاطر شبهه اي باشد که در خود انسان وجود دارد که مانع شناخت حق مي گردد، و يا شايد بخاطر عدم تدبّر است، و يا اسباب ديگر، ولي تمامي اينها بدان معنا نيست که فهم معناي مورد نظر محال است و نمي توان آن را درک نمود؛ همانگونه که متکلمين مي گويند.
و لفظ تأويل در عرف سلف به دو معني است:
اولًا: يعني تفسير کلام و بيان معناي آن، خواه با ظاهر کلام تطابق داشته باشد يا نداشته باشد، بنابراين تأويل با توجه به اين معني يا متقاربين خواهند بود و يا مترادفين و اين همان چيزي است که مجاهد گفته است، آنجا که مي گويد: علماء تأويل آن را مي دانند.
(1) - «العده في اصول الفقه» نويسنده: ابو يعلي محمد بن حسين الفراء: (2/ 685) .