فهرس الكتاب

الصفحة 93 من 148

هنگامي که من را به زندان بردند، آنچه که خود خواسته بودند، حکم کردند و اثبات نمودند و در حکم حکومتي به آن دستور دادند!! و آيا کسي از ميان يهود و نصاري خواهد گفت که بگذار اين حکم اجرا شود که حکمي قانوني و بجا است؟! تا برسد به اينکه بگويند اين حکم، شرع محمد بن عبدالله است؟! اين چيزي است که بچه ها هم مي دانند که اين حکم مخالف قانون و شرع محمد بن عبدلله مي باشد [1] .

در ادامه امام مي گويد:

سپس به من گفت: اين حضار شاهد هستند و نوشته هايت هم ديده شده اند.

گفتم: شما در آن روز حاضر بودي؟ آيا در آن روز کسي از من نوشته اي يا محضري را ديده است؟ يا به من گفته شد: که بر عليه تو اين شهادت داده شد، يا اينکه اصلًا از من کلامي و سخني صادر شد؟ بلکه وقتي خواستم شروع کنم و حمد ثناي خدا را بگويم زيرا بنابر فرموده ي پيامبر - صلى الله عليه وآله وسلم: «کل أمرٍ ذي بالٍ لا يبدأ فيه بالحمد لله فهو أجذم» [2] .

«هر کار خيري که با حمد و ثناي خدا نباشد بي برکت مي ماند، من را منع کردند و گفتند: حمد و ثنا را نگو بلکه فقط جواب را بدهيد» [3] .

به ابن مخلوف گفتم: آيا جواب تو را بدهم يا جواب اين مدعي را؟ - و هر يک از آنها چيزهايي را گفتند که بيشتر آنها دروغ بود - گفت: جواب مدعي را بده.

گفتم: شما، تنها حکم را صادر مي کنيد يا شما و اين قضات؟

گفت: من به تنهايي

گفتم: شما خصم من هستي چگونه حکم تو بر من روا است؟ و دربارة خصم بودن از من توضيح نخواستى، زيرا او از وجوه متعدد با من مخاصمه داشت که همه مردم مي دانستند.

(1) - مرجع قبلي: ص 253.

(2) - ابو داود اين حديث را در کتاب الادب باب الهدي في الکلام: (4840) ، و ابن ماجه در کتاب النکاح باب خطبة النکاح: (1894) و امام احمد در مسند: (2/ 359) نقل نموده اند.

(3) - مجموع الفتاوي: (3/ 255) .

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت