فهرس الكتاب
سپس گفتم: آنچه که با خط من نوشته شده است که قبول دارم، ولي دربارة محاضر، کساني که در آن شهادت داده اند، از راههاي متعدد شهادتشان مردود مي باشد که نمي توان شهادت آنان را قبول کرد، زيرا آنچه که بر سر آن شهادت مي دهند، اهل شام خاص و عام مي دانند که بر خلاف واقع و حقيقت شهادت داده اند [1] .
من ابن تيميه ام، از چي مي ترسم؟ اگر کشته شدم، جزو بزرگترين شهيدانم، و اين سعادتي خواهد بود در حق من که تا روز قيامت برايم بوسيله آن رضايت خدا مي طلبند، و کسي که در راه کشتن من بکوشد تا روز قيامت نفرين مي شود، و همه مردم و مسلمانان مي دانند که من بخاطر حقي که بر محمد نازل شده است کشته مي شوم. و اگر زنداني شوم، بخدا سوگند اين از بزرگترين نعمتهاي پروردگار خواهد بود، و من چيزي ندارم که بخاطرش ترس داشته باشم، نه مدرسه، نه دارايي نه رياست و نه هيچ چيز ديگر [2] .
امام در ادامه مي گويد:
ولي اين داستان ضررش به خود شما بر مي گردد، کساني که در شام براي ايجاد اين مسأله کوشيدند، من خوب مي دانم هدفشان اين است که شما را مورد حيله و نيرنگ قرار دهند، و مي خواهند مردم شما را فاسد کنند، و دولت را تباه نمايند، و برخي از آنها بسوي حکومت تاتار رفته اند، و بعضي هم در همان جا مانده اند، و همين ها هستند که مي خواهند دين و دنياي شما را تباه گردانند، و من را پنهاني امام شما مي خوانند، چون مي دانند که من شما را پشتيباني و نصيحت خواهم کرد، و اين را بدانيد که من خير دنيا و آخرت شماها را مي خواهم، اين قضيه اسراري دارد که هر از گاهي کشف مي گردد و گرنه ميان من و مردم مصر هيچ عداوت و نگراني نبود، و هميشه من مورد احترام و محبت همه آنها قرار داشتم چه أمُرا و چه مشايخ و قضات [3] .
تنها دعوتگر عقيده
(1) - مرجع سابق: (3/ 256) .
(2) - مرجع سابق: (3/ 259) .
(3) - مرجع قبلي: (3/ 260) .