الصفحة 256 من 619

النّاس يتبرّكون بأنفاسه، ثمّ انّ الملكة تركان «1» بنت الأتابك سعد بنت له رباطا وسقاية يتوضّأ فيها وكان من السقاية الى الرّباط ممرّ باطن تحت الأرض، روى انّه

(1) - چنين است در هرسه نسخه،- مراد مؤلّف از «اتابك سعد» ظاهرا سعد بن زنگى است نه نواده او سعد بن ابو بكر بن سعد بن زنگى چه اين اخير بتصريح عموم مورّخين دو دختر بيش نداشته يكى ابش خاتون معروف آخرين ملوك سلغريّه فارس وديگر سلغم خاتون زوجه اتابك محمّد شاه بن سلغور شاه بن سعد بن زنگى، در صورتيكه سعد بن زنگى دختران متعدّد داشته كه نه عدد آنها ونه اسامى همگى آنها هيچكدام معلوم نيست: از جمله دخترى باسم ملكه خاتون كه زوجه سلطان جلال الدّين منكبرنى آخرين خوارزمشاهيان بوده است (نظام التّواريخ قاضى بيضاوى چاپ حيدرآباد ص 77، ووصّاف ص 154، وشيرازنامه ص 52 كه نام او اينجا «ملك خاتون» چاپ شده، وسيره جلال الدين منكبرنى تأليف منشى او محمّد بن احمد نسوى چاپ پاريس ص 96، وتاريخ جهانگشاى جوينى 2: 150 - 151، در اين دو مأخذ اخير نام اين دختر ذكر نشده) ، ودختر ديگرى نيز ازو پس از وفات دختر اوّل باز در حباله نكاح همان سلطان يعنى جلال الدّين منكبرنى درآمده بوده در حدود سنه 625 (نسوى ص 167، ولى باز نام اين دختر را ذكر نميكند) ، وباز دختر ديگرى ازو در سنه 641 مدّتها بعد از وفات پدرش در عقد مزاوجت سلطان ركن الدين خواجه جوق پسر براق حاجب وسوّمين پادشاه از سلسله قراختائيان كرمان درآمده بوده (سمط العلى للحضرة العليا در تاريخ قراختائيان كرمان نسخه موزه بريطانيّه ورق 77 ب) ، واين ملكه تركان دختر اتابك سعد كه مؤلّف كتاب حاضر ذكر كرده ممكن است كه دختر ديگرى از آن سعد زنگى بوده بكلّى غير آن سه دختر مذكور ولى محتمل است نيز باحتمال بسيار قوى كه وى همان زوجه دوّم سابق الذكر جلال الدين منكبرنى باشد كه بتصريح بيضاوى در نظام التواريخ (چاپ حيدرآباد ص 82) پس از قتل شوهرش بدست اكراد در حوالى ميّافارقين در نيمه شوّال سال 628 وى بشام افتاد وبرادرش اتابك ابو بكر بن سعد بن زنگى كس فرستاده او را بشيراز بازآوردند، ونسوى نيز در ص 243 - 244 اشاره بهمين زن كه فوق العاده طرف توجّه شوهرش بوده ودر آخرين دقيقه كه سلطان مزبور از مقابل لشكر مغول كه در نيمه شب در حوالى (آمد) باو شبيخون زده بودند فرار ميكرد سفارش اكيد او را بامراء خود نموده بوده است كه او را بجاى سالم برسانند، واگرچه بيضاوى نام اين دختر را ملكه خاتون نگاشته ولى چون كلمه «تركان» بفتح تاء مثنّاة فوقانيّه كه اينقدر در اسامى والقاب زنان پادشاهان ترك شايع است در اصطلاح اتراك خاقانيّه ماوراء النّهر نيز بمعنى ملكه وعينا مرادف همين كلمه است (ديوان لغات الترك محمود كاشغرى ج 1 ص 314 و368، وج 2 ص 165) لهذا هيچ مستبعد نيست كه تركان نام يا لقب تركى اين دختر بوده وملكه خاتون نام اسلامى او چه اغلب ملوك وشاهزادگان اتراك مسلمان دو نام داشته اند يكى نام اسلامى ويكى نام مادرزادى تركى مثل چغرى بك داود، وطغرل بك محمّد، والب ارسلان محمّد، وسلطان سنجر احمد وارسلان خاتون خديجه دختر چغرى بك داود مذكور وزن خليفه قائم بامر اللّه، وغيرهم،

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت