وصيّت فرموده كه شيخ ابو بكر علّاف مى بايد كه بر من نماز گزارد، بعد از آنكه شيخ وفات كرد بتاريخ ثالث وعشرين رمضان سنه احدى وسبعين وثلثمائة شيخ العارفين كهف المريدين ابو بكر علّاف برو نماز گزارد» انتهى، وعين عبارت شدّ الازار نيز از قرار ذيل است: (ص 80) «و قيل انّ الشّيخ الكبير وصّى اصحابه اذا مات ان يصلّى عليه الشّيخ ابو بكر فلمّا مات الشّيخ صلّى عليه الشّيخ ابو بكر وكان نقيب العلويّة في ذلك الزّمان ابا اسحق فلم يقتد به وصلّى عليه نوبة اخرى» انتهى،
پس از تمهيد اين مقدّمه گوئيم كه اين تاريخ 480 يا 480 واند كه در شيرازنامه ودر كتاب حاضر براى وفات شيخ ابو بكر علّاف مسطور است بنحو قطع ويقين وحتم وبدون هيچ ترديد وتأمّلى غلط بسيار فاحش بزرگ واضحى است كه از نسّاخ شيرازنامه يا از نسّاخ مأخذى كه شيرازنامه از آن نقل كرده سر زده است ومؤلّف كتاب حاضر نيز على العمياء متابعت شيرازنامه را نموده وبكلّى از محالات وممتنعات عادى است كه ابو بكر علّاف تا سنه 480 در حيات بوده باشد زيرا كه اولا وفات شيخ كبير با كثريّت نزديك باتّفاق مورّخين در سنه 371 بوده است (رجوع شود بص 46 از كتاب حاضر متن وحاشيه 1) ، پس اگر فرض كنيم كه سنّ شيخ ابو بكر علّاف در وقتى كه در 23 رمضان سنّ 371 بر جنازه شيخ كبير نماز ميگزارده باقلّ تقديرات ممكنه در امثال اين موارد بيست سال هم بوده در آنصورت چگونه ممكن خواهد بود كه وى باز تا سنه 480 يعنى تا صد ونه سال ديگر در حيات بوده ودر نتيجه صد وبيست ونه سال عمر كرده باشد، واين فرض بيست سالگى براى ابو بكر علّاف براى مجرّد تقريب بذهن است والّا چنانكه در دليل دوّم بيان خواهيم كرد ما از خارج بنحو قطع ويقين ميدانيم كه سنّ وى در سال وفات شيخ كبير يعنى در سنه 371 مبلغى از شصت هم متجاوز بوده است ودر اين صورت اگر او بطبق شيرازنامه وشدّ الازار در سنه 480 يا 480 واند وفات يافته باشد بحدّ اقلّ صد وشصت ونه سال عمر كرده خواهد بود!!
وثانيا- سمعانى در انساب در نسبت «الازركانى» بتقديم زاء معجمه بر راء مهمله ص 28 ب در شرح احوال عبد اللّه بن جعفر ازركانى گويد: «ابو [عبد الرّحمن] عبد اللّه بن جعفر الازركانى ذكره ابو عبد اللّه محمّد بن [عبد] العزيز الشّيرازى الحافظ