عليها انوارا ثمّ انّ الخاتون قتلغبك «1» بنت عليهنّ قبّة رفيعة ومدرسة انيسة، ويقال انّه مكان يجاب فيه الدّعاء وموضعه قرب درب البيضاء من دروب البلد عند السوّر رحمة اللّه عليهم «2» .
58 -الشيخ ابو محمد الحسن «3» بن الحسين بن عمر «4» بن خشنام «5» الخبرى «6»
كان عالما متورّعا مشارا اليه في الزّهد والمعرفة وله تصانيف رائقة في علوم
(1) - چنين است در ب ق، م: قتلغ ملك، در ترجمه فارسى كتاب بتوسّط پسر مؤلّف ص 57 عبارت متن چنين ترجمه شده: «پس حضرت خاتون قتلغ بيك چنگيزى اين گنبد را بر مزار ايشان ساخت ومدرسه بنا كرد» ،- بظنّ غالب بلكه بنحو قطع ويقين مراد ازين «خاتون قتلغبك» زن عمده امير مبارز الدّين محمّد بن مظفّر مؤسّس سلسله ملوك آل مظفّر در فارس ومادر سه پسر او جلال الدّين شاه شجاع وقطب الدّين محمود وعماد الدّين احمد است كه مورّخين از او به «قتلغ خان مخدومشاه» يا «خان قتلغ مخدومشاه» يا فقط «قتلغ خان» يا «خان قتلغ» بدون علاوه مخدومشاه تعبير كرده اند، اين زن دختر سلطان قطب الدّين شاه جهان بن سلطان جلال الدّين سيورغتمش از سلاطين قراختاى كرمان است، در سنه 729 امير مبارز الدّين او را در حباله نكاح درآورد ودر حدود سنه 785 خاتون مذكور وفات نمود (تاريخ آل مظفّر از محمود گيتى ملحق بتاريخ گزيده ص 724) ، وچون خاتون مزبور بتصريح محمود گيتى ص 667 از طرف مادر از طوايف اوغان وجرمائى كه در نواحى كرمان سكنى داشته اند بوده وچون دو طايفه مذكور بتصريح مكرّر سمط العلى للحضرة العليا در تاريخ قراختائيان كرمان وتصريح مكرّر محمود گيتى سابق الذّكر از طوايف مغول بوده اند پس خاتون مزبور نيز بالطّبع از طرف مادر مغول محسوب ميشده است، وبدون شبهه بهمين مناسبت بوده كه پسر مؤلّف كتاب حاضر از او چنانكه گفتيم به «حضرت خاتون قتلغ بيك چنگيزى» تعبير كرده ولابد در ذهن او چنگيزى مرادف مغول بوده است، وعجب است كه هم مادر شاه شجاع (يعنى خاتون قتلغ بيك محل گفتگوى ما) از طرف مادر مغول بوده وهم زن عمده خود شاه شجاع ومادر سه پسر او اويس وشبلى وجهانگير نيز از طوايف اوغان مذكور در فوق وبالنّتيجه او نيز مغول بوده است،- ومخفى نماناد كه در آن اعصار كلمه «بيك» مانند كلمه «خان» هردو بر زن نيز اطلاق ميشده است مثل ساتى بيك دختر اولجايتو وزن امير چوپان ومانند همين قتلغ بيك (يا قتلغ خان) محل گفتگوى ما،
(2) - رجوع شود نيز بفارسنامه ناصرى 2: 165، وآثار العجم 457،
(3) - م: ابو محمّد بن الحسن،
(4) - در شيرازنامه ص 109 نام جدّ صاحب ترجمه را بجاى عمر «على» نگاشته،
(5) - كذا في ب ق، م: حنام، شيرازنامه: هشام،
(6) - كلمه «الخبرى» فقط در ق وشيرازنامه موجود است ودر ب م ندارد، وخبرى منسوب است به «خبر» بفتح خاء معجمه وسكون باء موحّده وسپس راء مهمله كه تلفّظ مستحدث آن خفر است
(بقيه در صفحه بعد)