الصفحة 123 من 619

الخرقة «1» ثمّ لبس عن الشّيخ ظهير الدّين عبد الرّحمن «2» وجلس بأذنه فكان يرشد

-بقيه از صفحه قبل

حجرات فقرا بر سر تربت شيخ سيف الدّين او نهاد ودر سنه 736 وفات يافت ودر همان فتحاباد مدفون شد، واين ابو المفاخر يحيى هموست كه ابن بطوطه در شهور سنه 733 يا 734 كه ببخارا رسيده بوده در همين فتحاباد او را ملاقات كرده وشرح ممتّعى از پذيرائى وضيافتى كه او از وى نموده در سفرنامه خود نگاشته است، وپسر سوّم شيخ سيف الدّين باخرزى مظهر الدّين مطهّر است كه از سوانح احوال او چندان اطّلاعى نداريم،- پس چنانكه ملاحظه ميشود تا آنجا كه از كتب تواريخ اطّلاعاتى راجع بخاندان شيخ سيف الدّين باخرزى بدست ميآيد كسى بنام ونشان «شيخ سيف الدّين مطهّر باخرزى» درين خاندان معروف نيست، مگر آنكه فرض كنيم كه مراد خود شيخ سيف الدّين سعيد بن مطهّر باخرزى كبير سابق الذّكر مؤسس اين عائله باشد وكلمه «ابن» قبل از «مطهّر» از قلم ناسخ سهوا افتاده باشد، ولى در اينصورت در بدو امر اين اشكال بنظر ميآيد كه شيخ سيف الدّين باخرزى چنانكه گذشت در سنه 659 وفات يافته وصاحب ترجمه ناصر الدّين احمد كبرى گرچه تاريخ وفات او معلوم نيست ولى با مؤلّف كتاب حاضر بتصريح خود اين اخير معاصر بوده ومؤلّف كتاب حاضر را از خارج ميدانيم كه بنحو قطع ويقين تا 791 در حيات بوده پس چگونه معاصر او خرقه از دست كسى پوشيده بوده كه در 659 يعنى قريب صد وسى سال قبل از 791 وفات يافته بوده؟

ولى اگر بخاطر بياوريم كه خرقه تبرّك را مشايخ گاه در سنّ هفت سالگى وگاه نيز حتّى در سنّ يك سالگى مريد باو مى پوشانيده اند! (رجوع شود ببهجة الأسرار شطنوفى در شرح احوال شيخ عبد القادر گيلانى بنقل دائرة المعارف اسلام از آن ج 2 ص 648) اين استبعاد بكلّى رفع ميشود،- واحتمال قوى نيز ميرود بقرينه اينكه شخص مذكور در متن در كرمان خرقه بصاحب ترجمه پوشانيده بوده كه مراد از آن شخص پسر ميانين شيخ سيف الدّين باخرزى شيخ برهان الدّين احمد سابق الذّكر متوفّى در سنه 696 باشد كه چهل سال اخير عمر خود را چنانكه گذشت در كرمان گذرانيده بوده وعصر او نيز كاملا با عصر صاحب ترجمه وفق ميدهد منتهى مؤلّف چون شايد اطّلاع درستى از احوال اين خاندان نداشته مابين پدر وپسر خلط كرده واسم يكى را بر ديگرى اطلاق نموده است، (براى مزيد اطّلاع از احوال شيخ سيف الدّين باخرزى وخاندان او رجوع شود بمآخذ ذيل: تاريخ جهانگشاى جوينى 3: 9، جامع التّواريخ طبع طهران ج 2 ص 172، سمط العلى للحضرة العليا در تاريخ قراختائيان كرمان ورق 93 ب، تاريخ گزيده 791، يافعى 4: 151 [كه «مطهّر» اسم پدر شيخ سيف الدّين باخرزى را به «مظفّر» تصحيف نموده وحبيب السّير وطرائق الحقائق نيز درين اشتباه متابعت او را كرده اند] ، ابن بطوطه 1: 238، جواهر المضيئة 1: 249، 337، و2: 56، 82، 136، 233، 285، 367، 374، مزارات بخارا تأليف احمد بن محمود معروف بمعين الفقرا در حدود 814 هجرى نسخه مدرسه سپهسالار طهران ورق 20، مجمل فصيح خوافى در حوادث سنوات 576، 646، 648، 658، 660، 696، نفحات 493 - 496، حبيب السّير جزو 1، 3: 36، مجالس المؤمنين 438 در اواخر مجلس دهم استطرادا، رياض العارفين 84، مجمع الفصحاء 1، 242، طرائق الحقائق 2: 152، و3: 326) .

(1) - كلمه «الخرقة» را در ق ب ندارد،

(2) - متوفّى در سنه 716، رجوع شود بنمره 239 از تراجم كتاب حاضر،

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت