الصفحة 155 من 619

دخلوا شيراز في زمن ابن خوارزمشاه «1» عذّبوه بأنواع العذاب حتّى مات وكان يقول عند موته:

عشقت نه گران خريدم اى دوست بجان

توفّى في ربيع الأوّل سنة احدى وعشرين وستّمائة ودفن قبالة الشيخ ابى الحسن «2» رحمة اللّه عليهم (ورق 73) .

95 -الشيخ حسن بن عبد اللّه المعروف بتنككى «3»

كان من عرفاء الصّوفيّة تأدّب بالشّيخ نجيب الدّين «4» واقرانه وكان له فى

(1) - چنين است در ب، وهمين صواب است لا غير، ق: خوارزمشاه (بدون «ابن» ) ، م: محمّد خوارزمشاه (بدون «ابن» ) ،- مقصود از «ابن خوارزمشاه» سلطان غياث الدّين بن محمّد خوارزمشاه است كه بتصريح ابن الأثير در اواخر سنه 620 بغتة بفارس هجوم آورد واتابك سعد بن زنگى چون تاب مقاومت با او را در خود نديد بقلعه اصطخر پناهنده شد وغياث الدين در اوايل 621 بشيراز ورود نمود ولشكريان وحشى او در آن شهر از قتل واسر وغارت وتخريب بلاد وتعذيب عباد هيچ فروگذار نكردند واز جمله مقتولين در زير شكنجه ايشان بتصريح مؤلف كتاب حاضر همين شيخ ابو اسحق ابراهيم بن داود صاحب ترجمه بوده است كه در ربيع الأول 621 بهلاكت رسيد، وپس از مدتى در جريان همين سال 621 غياث الدين از فارس بطرف خوزستان ورى حركت كرد وطولى نكشيد كه سلطان جلال الدّين منكبرنى برادر سلطان غياث الدين كه بتازگى از هندوستان بايران مراجعت كرده بود در عبور از فارس در شهور همين سال 621 بلادى را كه سلطان غياث الدّين از اتابك سعد گرفته بود باو مستردّ ساخت وبا او مصالحه نموده از فارس بطرف اصفهان حركت نمود (رجوع شود بابن الأثير در حوادث سنه 621 و622 وتاريخ جهانگشاى جوينى ج 2: 150 و202،- جوينى تاريخ حمله غياث الدين را بفارس در سنه 619 نگاشته ولى صواب بدون شبهه قول ابن الأثير است كه اين واقعه را چنانكه گفتيم در سنه 620 ضبط كرده وسياق عبارت نسوى در «سيرة جلال الدّين منكبرنى» نيز دالّ بر همين است) .

(2) - م: ابى الحسين (غلط) ،- رجوع شود بحاشيه 2 از ص گذشته،

(3) - چنين است اين كلمه صريحا واضحا در هرسه نسخه يعنى بتاء مثنّاة فوقانيه ونون ودو كاف متوالى ودر آخر ياء نسبت، وچون بتصريح مؤلف صاحب ترجمه حاضر نانوا بوده است پس تنككى بدون شبهه منسوب است به «تنك» بضمّتين بر وزن خنك (و بعضى نيز بفتح اوّل بر وزن سبك ضبط كرده اند) كه بمعنى مطلق هرچيز نازك ورقيق وضعيف است عموما ونان نازك رقيق خصوصا كه بعربى رقاق گويند بضمّ راء مهمله ونيز صلائق جمع صليقه وبفارسى امروزه لواش ولباش گويند (رجوع شود بسامى في الأسامى در باب صنّاع در فصل نان ولوازم آن، ومنتهى الأرب در ر ق ق وص ل ق، وبرهان قاطع وبهار عجم وانجمن آراى ناصرى هرسه در لواش) ،- در ترجمه كتاب حاضر ص 74 بجاى تنككى «سنككى» (بسين بجاى تاء حرف اوّل) چاپ شده وآن بدون شك تصحيف نسّاخ متأخّر است كه چون معنى تنككى را نفهميده اند آنرا باين كلمه كه عبارت است از خبّاز نوعى ديگر از نان مشهور بسنگك تحريف كرده اند، وسنگك نانى است معروف كه بر روى سنگ سرخ كرده باخگر پزند،

(4) - يعنى شيخ نجيب الدين عليّ بن بزغش (رجوع شود بنمره 238 از تراجم) ،

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت