الصفحة 258 من 619

واستوزر الصّاحب تاج الدّين «1» وكان قبل ذلك وزيرا للسّلطان مسعود بن محمود «2»

(1) - مقصود ابو الفتح تاج الدين بن دارست شيرازى است از مشاهير عمّال ووزراء سلجوقيان، وى چندين نوبت بوزارت سلطان مسعود بن محمّد بن ملكشاه (526 - 547) نايل آمد ودر سنه 526 در جنگى كه ما بين سلطان سنجر وسلطان مسعود مزبور در حوالى دينور روى داد وسنجر غالب گرديد از جمله كسانى كه بدست سپاهيان سنجر اسير شدند يكى همين تاج الدين بن دارست بود كه در آنوقت وزير مسعود بود (تاريخ سلجوقيه عماد كاتب ص 159، وزبدة التواريخ ص 101) ، ويس از آن در عهد حكومت امير بوزابه بر فارس يعنى ما بين سنوات 532 - 542 بوزارت امير مزبور ارتقاء جست ولى على التحقيق معلوم نيست در چه سالى، در سنه 540 كه سه نفر از اكابر امراء مسعود يعنى امير بوزابه مزبور وعبد الرحمن بن طغايرك وعبّاس والى رىّ با يكديگر عقد اتفاقى بسته وامور دولت را منحصرا در دست گرفتند وبر سلطان مسعود كاملا مسلّط گرديدند سلطان را مجبور نمودند كه وزارت خود را بصاحب ترجمه تفويض نمايد (عماد كاتب ص 214، وابن الأثير 11: 40، وزبدة التواريخ 118) ، وعماد كاتب كه با صاحب ترجمه معاصر بوده در اين موقع در تاريخ سلجوقيه در حقّ وى چنين نويسد: «ذكر وزارة تاج الدين ابن دارست الفارسى: قال كان ابن دارست وزير بوزابه صاحب فارس فرتبه في وزارة السّلطان [مسعود] ليصدر الأمور على مراده ويورد على وفق ايراده وكان هذا الوزير رفيع القدر وسيع الصّدر محبّا للخير مبغضا للشرّ فما فعل امرا ينقم عليه ولا احال حالا يتوجّه لأجلها اللائمة عليه، ونائبه امين الدين ابو الحسن الكازرونى ذو الدين المتين والحلم الرّزين والاستهتار باعمال البرّ والاشتهار بأفعال الخير» ،- در سنه 541 كه امير عبّاس والى رى مذكور در فوق بتدبير سلطان مسعود در بغداد كشته شد سپاهيان عبّاس در كوچه هاى بغداد بناى شورش گذاردند وعوام واوباش يقصد غارت سراى تاج الدين وزير مزبور هجوم آوردند سلطان در حال جماعتى سواران فرستاد تا خانه او را از نهب وتاراج محفوظ داشتند، واندكى پس از اين واقعه بخواهش خود صاحب ترجمه سلطان او را از وزارت خود منفصل نموده با اعزاز واكرام تمام بفارس نزد مخدوم قديمى خود بوزابه بازفرستاد وبا او قرار گذارد كه در فارس از بذل مساعى خود در استمالت بوزابه وجلب رضاى او نسبت بسلطان وكفّ شرّ او بقدر امكان كوتاهى ننمايد.- (عماد كاتب 217 - 218، وابن الأثير 11: 44) ، در سنه 549 سلطان محمد بن محمود بن محمد بن ملكشاه (547 - 554) او را از فارس باصفهان طلبيد تا وزارت خود را بدو دهد واو باصفهان آمد ومدّتى نيز در آنجا توقف نمود ولى بالأخره سلطان از آن خيال منصرف گرديد ووزارت خود را بشمس الدين ابو النجيب درگزينى داد (عماد كاتب ص 245) ، واز اين فقره اخير معلوم ميشود كه صاحب ترجمه بنحو قدر متيقن تا حدود 550 در حيات بوده است واز اين ببعد معلوم نشد چه مقدار ديگر زيسته است،- واز كتاب حاضر چنانكه در متن ملاحظه ميشود صريحا برميآيد كه تاج الدين صاحب ترجمه بوزارت اتابك سنقر بن مودود اوّلين پادشاه از سلسله سلغريان فارس (543 - 558) نيز نايل آمده بوده است،- ودر شيرازنامه ص 147 - 148 گويد كه وى بوزارت ملكشاه بن محمود [بن محمد بن ملكشاه سلجوقى] در شيراز نيز منتصب شده بوده است ولى چون در اين فصول فترت ما بين ديالمه وسلغريان شيرازنامه

مطبوع مشحون از اغلاط واوهام واشتباهات تاريخى است اين سخن او نيز با نهايت احتياط بايد تلقّى شود،- ودر ختام اين نكته را نيز ناگفته نگذريم كه صاحب ترجمه بتصريح عماد كاتب ص 215 خواهرزاده تاج الملك ابو الغنايم مرزبان بن خسرو فيروز معروف بابن دارست وزير تركان خاتون زوجه ملكشاه ورقيب بزرگ نظام الملك طوسى كه بنابر مشهور قتل نظام الملك باغواى او بوده ميباشد وبهمين علّت بود كه غلامان نظام الملك چنانكه در كتب تواريخ مشروحا مذكور است بانتقام خون مخدوم خود ناگهان بر سر او ريخته اعضاى او را از هم قطعه قطعه كردند (عماد كاتب 61 - 63، 215، وعموم كتب تواريخ در شرح احوال نظام الملك) ،

(2) - چنين است در هرسه نسخه، وآن غلط فاحش ناشى از تحريف نسّاخ يا اشتباه خود مؤلف است وصواب چنانكه ما بين دو قلّاب در متن تصحيح كرده ايم مسعود بن محمد است چه باتفاق مورخين تاج الدين مزبور وزير سلطان مسعود بن محمد بن ملكشاه بوده است، وبعلاوه ما بين سلاطين سلجوقيّه پادشاهى موسوم بمسعود بن محمود اصلا وجود نداشته تا فرض كنيم كه شايد تاج الدّين مذكور وزير او نيز بوده است،

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت