زر من هويت وان شطّت بك الدّار ... وحال من دونه حجب واستار
لا تتركنّ على بعد زيارته ... انّ المحبّ لمن يهواه زوّار
رحمة اللّه عليهم اجمعين.
228 -الشيخ ابو سعد محمد بن الهيثم «1»
من اولياء اللّه الصّدّيقين له مزار مشهور يعرف بعلم دار في محلّة القتّادين «2» بدشتك وكان امير الغزاة في سبيل اللّه، ونقل عن الشّيخ شهاب الدّين الذّهبى «3» انّه قال مزار محمّد بن الهيثم لا يخلو ابدا عن اولياء اللّه (ورق 139) ومن لم يراع حرمة ذاك المزار حرم عن البركات وابتلي بالعاهات، ومن جملة اشعاره ما رأيت بخطّ الشّيخ زين الدّين طاهر «4» :
(1) - چنين است عنوان در ب ق، م: الشيخ ابو الهيثم (فقط) ،
(2) - چنين است اين كلمه صريحا در دو نسخه ق م (بقاف وتاء مثناة فوقانيه [مشدّده در م] والف ودال مهمله) .
ب: «القنّادين» بهمين ضبط ولى حرف دوّم نون بجاى تاء،- وبدون هيچ شبهه فقط ق م در اينجا صحيح است يعنى قتّادين با تاء مثناة فوقانيّة مشدّده كه بمعنى پالان گران وپالان سازان است وصيغه تقريبا قياسى حرف وصناعات است كه معمولا آنها را بر وزن فعّال صيغه مبالغه ميسازند مانند حدّاد ونجّار وبقّال وقصّاب وامثال ذلك زيرا كه در شيرازنامه ص 158 در شرح احوال همين صاحب ترجمه در عين فقره معادله عبارت كتاب حاضر «له مزار مشهور يعرف بعلمدار في محلة القتادين بدشتك» چنين دارد: «و مزار او بمحلت پالانگران دشتك بعلمدار رسول مشهور است» ،- ومخفى نماناد كه كلمه قتّاد مزبور بوزن صيغه مبالغه اشتقاق قياسى خود ايرانيان است از قتد بفتحتين بمعنى چوب پالان (منتهى الأرب) ، ودر كتب لغت متداوله عربى اصلا بنظر نرسيد،
(3) - مراد از اين شخص بدون هيچ شك وشبهه شيخ شهاب الدين ابو الخير حمزه زركوب پدر صاحب شيرازنامه است بقرينه عبارت معادله همين فقره در شيرازنامه 158:
«و اين ضعيف از پدر خود شيخ الأسلام شهاب الدّين حمزه زركوب قدّس سرّه شنيدم ... كه اولياء وابدال در شيراز از روضه شيخ محمّد بن الهيثم غايب نميگردند 34 [نسخه خطّى جديد الابتياع كتابخانه ملّى طهران مورّخه سنه 833،- در متن چاپى غلطا: غايب گرديدند] بايد كه در آن مزار مبارك بأدب قدم نهند كه مقام ارباب حضور است» ، وكلمه «ذهبى» چنانكه مكرّر در حواشى اين كتاب گفته ايم در اصطلاح مؤلّف كتاب حاضر تعريب «زركوب» است.
(4) - رجوع شود بنمره 132 از تراجم كتاب حاضر،-