فهرس الكتاب
توفّى في سنة ... وسبعمائة «1» رحمة اللّه عليهم.
298 -مولانا صفى الدين ابو الخير مسعود بن محمد بن ابى الخير «2»
استاذ العلماء ومرجع الفضلاء ومعدن الزّهد والكرامة والولاية وينبوع
(1) - چنين است اين تاريخ وفات در م يعنى جاى آحاد وعشرات آن سفيد است، وبهمين نحو بوده است نيز در ترجمه كتاب فارسى كتاب حاضر بقلم پسر مؤلّف در نسخه كه وى از روى آن ترجمه نموده بوده چه او اين عبارت را اينطور ترجمه كرده: «و متوفى شد در سال هفتصد وچيزى از هجرت» ، ولى در ق ب تاريخ وفات صاحب ترجمه «سنه ستّ وخمسين وسبعمائة» مرقوم است، وما گمان ميكنيم كه اين تاريخ ق ب باحتمال قوى بايد سهو نسّاخ باشد چه اگر صاحب ترجمه در سنه 756 وفات يافته بوده لازمه آن اين ميشود كه صاحب ترجمه وپدرش روح الدّين اسحق (ترجمه شماره 295) وعمّش مجد الدّين اسمعيل (ترجمه شماره 293) هرسه در يك سال وفات يافته بوده اند، واين تصادف واضح است كه في نفسه هيچ استبعادى ندارد ولى عدم نعرّض مؤلّف بذكر اين تصادف نسبة نادر يعنى وفات پدر وپسر وعمّ هرسه در يك سال آنهم سه نفرى كه مؤلّف بتصريح خود او با هر سه آنها معاصر ومعاشر ودوست بوده مضافا بعدم وجود اين تاريخ وفات نه در م ونه در ترجمه فارسى كتاب بقلم پسر خود مؤلّف بى اختيار احتمال غلط بودن دو نسخه ق ب را در ذهن خواننده توليد وبلكه جدّا تأييد مى نمايد، واگر في الواقع اين حدس ما صحيح باشد علّت آن ظاهرا اين خواهد بود كه چون كاتب نسخه دو مرتبه مكرّر قبل ازين ترجمه حاضر كلمات «سنة ستّ وخمسين وسبعمائة» را در تاريخ وفات دو نفر از اعضاء همين خانواده قضاة فالييّن نوشته بوده (يعنى هم در نمره 293 وهم در نمره 295 از تراجم) لهذا اين رقم در ذهن او من حيث لا يشعر منتقش ومرتكز شده بوده وباز در مرتبه سوّم در اين ترجمه حاضر عين اين رقم از قلمش جارى شده بوده است، ونظاير اينگونه اشتباهات من حيث لا يشعر ناسخ ناشى از تكرّر متعدّد كلمه بر حسّ وى مكرّر ديده شده است،
(2) - چنين است اين عنوان در ق ب، م: مولانا صفيّ الدين ابو الخير مسعود بن محمّد بن عليّ،- در عنوان اين ترجمه در هرسه نسخه شد الأزار بظنّ بسيار قوى بلكه تقريبا بنحو قطع ويقين دو اشتباه بزرگ روى داده است يا از نسّاخ يا بظنّ غالب از خود مؤلّف: اشتباه اول عبارت است از اينكه نام پدر مسعود در هرسه نسخه «محمد» نوشته شده وحال آنكه در جميع مآخذى كه اسمى از صاحب ترجمه برده اند مانند شيرازنامه هم چاپى ص 145 وهم خطّى مورّخه 833 ص 85 الف، ومجمل فصيح خوافى در حوادث سنوات 712 و751، وكشف الظنون در عنوان كشاف، ج 2 ص 314 س 2، واز همه بالاتر در ديباچه شرح قصيده اشكنوانيّه عميد الدّين بقيه در صفحه بعد