بالأنجاز وذكرت بعض سيرهم واوصافهم علي الأيجاز* تذييلا لما ذكره الشّيخ ابو الحسن الدّيلمى «1» والشّيخ ابو شجاع صاحب المقاريضي «2» وتكميلا لما اورده الفقيه حسين بن سلمان «3» ومولانا معين الدّين احمد الذّهبى «4» رحمة اللّه عليهم اجمعين «5» ، وغاية رغبتي فيه بعد اجالة الرّأى واجمام الفكر ورجاء حصول المثوبة وبقاء الذّكر احياء بعض ما دثر من آثارهم واستنزال الرّحمة بذكر الصّالحين واخبارهم (ورق 3 ب) والدّلالة علي الخير لفاعليه واتباع السّلف لمن يطلبه و
(1) - شيخ ابو الحسن ديلمى كه ظاهرا اسم او چنانكه از شيرازنامه ص 99 استنباط ميشود على بوده از معاصرين شيخ كبير ابو عبد اللّه محمّد بن خفيف متوفّى در سنه 371 بوده وتأليفى داشته در مشيخه فارس يعنى در شرح احوال مشايخ عرفاى آن مملكت وتأليفى ديگر نيز داشته در شرح احوال شيخ كبير سابق الذّكر وكرامات او وحكايات راجع باو، ومؤلّف در كتاب حاضر بسيار از اين هردو تأليف او نقل نموده است، شرح احوال او در اين كتاب ودر شيرازنامه مذكور نيست ودر جاى ديگر نيز عجالة نيافتم، (رجوع شود باوراق 29 و32 و53 ب و63 و65) .
(2) - مقصود شيخ ابو شجاع محمّد بن سعدان مقاريضى متوفّى در سنه 509 است كه بتصريخ مؤلّف (نمره 44 از تراجم كتاب) وبتصريح صاحب شيرازنامه ص 113 تأليف مشهورى داشته معروف به «مشيخه مقاريضى» در شرح احوال مشايخ فارس در سه طبقه كه مؤلّف در تضاعيف كتاب حاضر بسيار از آن نقل نموده است، وبعدها بكثرت استعمال كلمه «مشيخه» را از آن حذف كرده فقط «مقاريضى» ميگفته اند يعنى كتاب «مشيخه مقاريضى» ، پس «صاحب المقاريضى» در عبارت متن بمعنى صاحب كتاب مشيخه مقاريضى است،- ق كلمه «صاحب» را اينجا ندارد ولى در عنوان شرح حال او (نمره 44) در هرسه نسخه «صاحب المقاريضى» مرقوم است.
(3) - يعنى فقيه صائن الدّين حسين بن محمّد بن سلمان متوفّى در سنه 664 (نمره 122 از تراجم كتاب) كه او نيز كتابى در شرح احوال مشايخ فارس داشته موسوم به «تاريخ مشايخ فارس» كه مؤلّف كتاب حاضر بسيار از آن نقل نموده وهرجا در اين كتاب «قال الفقيه» ميگويد مراد اوست.
(4) - يعنى معين الدّين احمد بن شهاب الدّين ابى الخير بن ابى الفضل بن عزّ الدين مودود زركوب مؤلّف كتاب «شيرازنامه» ومتوفّى در سنه 789 (نمره 223 از تراجم كتاب) ،- «زركوب» كه مؤلّف كتاب حاضر آنرا به «ذهبى» تعريب نموده در اصل لقب عزّ الدين مودود مذكور جدّ سوّم صاحب شيرازنامه بوده ولى بعدها تمام اولاد واعقاب عزّ الدين مودود مشهور بهمين لقب شده بوده اند.
(5) - از كلمه «تذييلا» كه بستاره علامت گذارده ايم تا اينجا بكلّى از نسخه ب ساقط است وفقط در ق م موجود است، ولى در م اين جمله بعد از كلمه «يبتغيه» در سه سطر بعد مرقوم است.