الصفحة 507 من 619

وپس از قريب يك ماه ديگر نعش خود قاآن ونعشهاى قريب صد نفر از مقتولين ديگر از بنى اعمام او وخواص او را بخان بالق آورده وبا تشريفات بسيار عجيبى كه ابن بطوطه مفصّلا شرح ميدهد در دخمه هاى معدّ براى همين كار قاآن وتمام مقتولين را دفن كردند» (ص 170 - 171 باختصار) ،-

وسپس در ص 171 گويد: «و چون خلاف بين رؤسا ظاهر گشت ومملكت مضطرب گرديد ونوايرفتن در اطراف بلاد شعله ور شد شيخ برهان الدين [صاغرجى] وسايرين بمن نصيحت كردند كه صلاح در آنست كه قبل از آنكه فتنه متمكن شود وراهها وروابط بين بلاد منقطع گردد بچين [جنوبى] مراجعت نمايم وبنزد نماينده سلطان فاتح در خان بالق رفته واسباب حركت مرا فراهم آوردند، نماينده مزبور سه نفر از كسان خود را همراه من فرستاد وامر بمهماندارى من در همه جا در عرض راه داد واز همان راه كه آمده بوديم در نهر بطرف خنساء مراجعت نموديم «1» واز آنجا بطرف

- [بقيه از صفحه قبل]

كه ابن بطوطه راجع بدفن قاآن چين بعقيده خود ديده بوده ومشروحا وصف ميكند راجع بيكى از امراء مغول بوده است نه بخود پادشاه چين طوغون تيمور،- ونيز گويد اينكه ابن بطوطه گويد كه اسم قاآن معاصر ورود او بچين «پاشاى» بوده است بلاشك اين كلمه تحريف كلمه فارسى «پادشاه» بوده است كه ابن بطوطه از دهان ايرانيان مقيم چين [كه اكثريت مسلمين چين را در آن عهد تشكيل ميداده اند] شنيده بوده است نه اسم حقيقى پادشاه چين كه چنانكه گفتيم طوغون تيمور بوده است (اين بود حاصل تقريرات مستر گيب در ص 373 از كتاب «منتخبات از سفرنامه ابن بطوطه» در حواشى شماره 32، 34، 35، والعهدة في كل ذلك عليه) ،-

(1) - وچون مفارقت ابن بطوطه از شيخ برهان الدين صاغرجى وحركت او از پكن بطرف خنساء وزيتون بقصد خروج از چين در اواخر سنه 746 بوده است پس واضح است كه شيخ برهان الدين صاغرجى بنحو قطع ويقين تا تاريخ مزبور در حيات بوده است ورئيس كل بلاد چين وملقب بصدر جهان بوده است واز اين تاريخ ببعد ديگر هيچ اطلاعى از احوال او بدست نيامد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت