الصفحة 510 من 619

اطّلاع از بقيّه سوانح احوال ابن بطوطه را بخود سفرنامه او كه مكرّر در مصر واروپا بطبع رسيده حواله ميدهيم،-.

(18) - ص 134 س 3 از حواشى، على بن سهل اصفهانى، در كتاب تحفة العرفان في ذكر سيّد الأقطاب روزبهان تأليف شرف الدّين ابراهيم نواده پسر شيخ روزبهان بقلى حكايتى راجع بملاقات حسين بن منصور حلّاج با على بن سهل مسطور است كه چون در جاى ديگر بنظر نرسيده ذيلا محض تكميل فائده بنقل آن مى پردازيم بعين عبارت (نسخه كتابخانه حاج حسين آقا ملك ورق 44) : «شطح شيخ حسين بن منصور [حلاج] قدس سره، شيخ ابو عبد اللّه بن خفيف قدّس اللّه روحه روايت كند كه حسين باصفهان رسيد علىّ سهل صوفى در حلقه نشسته بود حسين منصور در برابرش بنشست گفت اى بازارى سخن در معرفت ميگوئى ومن زنده ام وميان صحو اصطلام «1» هفتصد درجه است وتو نشناخته وتو بوى آن نشنيده، علىّ سهل گفت شهرى كه مسلمانان در آنجا باشند نشايد كه تو آنجايگاه باشى، سخن بپارسى رفت حسين منصور ندانست كه او چه ميگويد برپاى خاست مردم در قفاى او افتادند تا خانه او بينند وبكشند شخصى بيامد وبحسين گفت بيرون رو ازين شهر پيش از آنكه ترا بكشند حسين عزم راه كرد وبشيراز آمد چنان بود كه بآذربايجان رفت، بروايتى ديگر شنيده ام كه گفتند بيرون شو تا ترا نكشند يا در فلان موضع رو تا ترا نبينند گفت الاعتصام من اللّه بغير اللّه شك في اللّه، انتهى،-.

(19) - ص 159 س 4، امسيت كرديا واصبحت عربيا، پسر مؤلف عيسى بن جنيد در ترجمه كتاب حاضر ص 76 بلافاصله بعد از عنوان صاحب ترجمه گويد: وى [يعنى شيخ ابو عبد اللّه مشتهر ببابويى] . آنكس است كه امسيت كرديّا واصبحت عربيّا گفت وهمين حكايت نقل ميكنند از چند كس» انتهى، ودر حقيقت اين قصّه واين عبارت مدّتها قبل از تأليف كتاب حاضر در افواه مشهور بوده است وبچندين نفر ديگر نيز غير از شيخ ابو عبد اللّه بابويى صاحب ترجمه متن نسبت داده شده است:

(1) - الاصطلام هو الوله الغالب على القلب وهو قريب من الهيمان (اصطلاحات الصوفيه عبد الرزّاق كاشانى) ،

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت