فهرس الكتاب
ترجمه احوال اين ابو بكر حسين بن علىّ بن يزدانيار كرد ارموى علاوه بر تلخيص الآثار عبد الرّشيد باكوئى در بسيارى از كتب ديگر تراجم صوفيّه مانند حلية الاولياء ابو نعيم اصفهانى ج 10 ص 363 - 364، ورساله قشيرى ص 27، ونفحات الأنس جامى ص 205 - 206، وطبقات شعرانى ج 1 ص 97 - 99، وطرائق الحقائق مرحوم حاجى نايب الصدر ج 2 ص 209 نيز مسطور است، وبعلاوه در تضاعيف كتاب اللّمع ابو نصر سرّاج گاه بعنوان ابن يزدانيار وگاه بعنوان الكردىّ الصّوفى الارموى وگاه بعنوان الكردىّ الصّوفى كه بدون هيچ شبهه مراد ازين دو تعبير اخير نيز هموست ونيز در كتاب التعرّف لمذهب اهل التصوّف كلاباذى وهمچنين متفرّقه در تضاعيف رساله قشيرى بعضى فوائد ولطائف از وى منقول است، ولى در هيچيك ازين مآخذ مذكوره (باستثناى تلخيص الآثار سابق الذّكر) ادنى اشاره باينكه او بعبارت امسيت كرديّا واصبحت عربيّا تفوه نموده بوده است نشده، بنابر اين چنين بنظر ميرسد كه انتساب عبارت مزبور بدو در صورتيكه واقعيّت هم داشته بوده مدّتها بعد از عصر خود او ظاهرا ما بين مردم شايع شده بوده است نه در عصر او يا در ازمنه متقاربه بعصر او والّا در يكى از مآخذ قديمه مذكوره در فوق عادة اشاره بدان بايستى شده باشد،-
وديگر ابو الوفاء تاج العارفين از مشايخ اكراد عراق از قبيله برجس «1» ، اسم وى كاكيس «2» بوده ودر قريه قلمينيا «3» از قراى مضافات بغداد ساكن بود ودر همان قريه در بيستم ربيع الاوّل سنه پانصد ويك در سنّ متجاوز از هشتاد سالگى وفات يافت، تاج العارفين در ابتداى امر از قطّاع الطّريق بوده وسپس
(1) - كذا في بهجة الأسرار ص 143 بباء موحّده وراء مهمله وجيم وسين مهمله،- ولى در قلائد الجواهر ص 81 «نرجس» بنون بجاى باء موحده،-
(2) - صاحب بهجة الأسرار ص 143 وسفينة الاولياء ص 170 تصريح كرده اند كه اسم او كاكيس بوده است بدو كاف بينهما الالف وسپس ياء مثناة تحتانيه ودر آخر سين مهمله بضبط قلم در بهجة الاسرار وشين معجمه در سفينة الاولياء، ولى در قلائد الجواهر ص 80 - 81 نام او را محمد بن زيد نگاشته ونسب نامه ظاهرا مجعولى براى او تا حضرت امام زين العابدين نقل كرده است،
(3) - بقاف ولام وميم وياء مثناة تحتانيه ونون وباز ياء مثناة تحتانيه ودر آخر الف (بضبط قلم در بهجة الأسرار 143 وقلائد الجواهر 81) -