الصفحة 181 من 619

بنفسه النّفيسة منافسة فيهم فقتل ودفن في رباطه وعلى قبره مكتوب انّه استشهد في سنة احدى وثلاثمائة والحلف عنده سريع التّأثير وقد جرّبوه كثيرا رحمة اللّه عليهم.

128 -الشيخ سالبه «1» بن ابراهيم بن ملك الممنع «2»

كان شيخا عظيم الشأن رفيع الحال نأدّب بالشيخ ابى مسلم الفسوى «3» ولقى

(1) - كلمه «سالبه» كه در اسامى بسيارى از اهالى فارس در قرون وسطى ديده ميشود از اعلام عربى بصيغه اسم فاعل مؤنث از «سلب» چنانكه در بادى امر ممكن است توهّم رود نيست چه علاوه بر آنكه چنين علمى با اين هيئت وصورت مطلقا واصلا در هيچيك از كتب تواريخ ورجال ومعاجم عربى يافت نميشود در يك نسخه بسيار نفيس مصحّح مضبوطى از نفحات الأنس جامى متعلق بآقاى عبّاس اقبال آشتيانى كه تاريخ كتابت آن در سنه 1025 - 1026 است اين كلمه در سه مورد مختلف در تضاعيف آن نسخه صريحا (سال به) در دو كلمه نوشته شده ودر يكى ازين سه مورد نيز بضبط قلم كاتب زير باء (به) كسره گذارده بطوريكه ازين طرز كتابت واضح ميشود كه اين كلمه از اعلام مركّبه فارسى بوده است مركّب از «سال+ به» با هاء ملفوظه از جنس روزبه وروزبهان وبهروز، يعنى كسى كه هر سال او از سال گذشته او بهتر است (يا بهتر خواهد بود تفاؤلا) ، وآن سه مورد مذكور يكى در شرح احوال همين صاحب ترجمه متن حاضر سالبه بن ابراهيم است (شماره 347 از تراجم نفحات) ، دوم در شرح احوال عمران ثلثى (شماره 348 از تراجم نفحات) بمناسبت اينكه وى معاصر بوده است يا شيخ الشيوخ ابو الحسين احمد بن سالبه بيضاوى (رجوع شود بص 54 از كتاب حاضر، متن وحاشيه 6) ، سوم در شرح احوال شيخ روزبهان بقلى (شماره 320 از تراجم نفحات) بمناسبت اينكه شيخ خرقه او يكى از احفاد شيخ الشيوخ احمد بن سالبه مذكور بوده است،- حال كه معنى اين كلمه وهويّت آن معلوم شد پس قطعا نوشتن آن منفصلا بصورت (سال به) بطبق نسخه مذكوره نفحات براى دفع التباس آن بسالبة اسم فاعل عربى بعقيده ما بمراتب بهتر ونزديكتر بقياس است تا نوشتن آن متّصلا بصورت (سالبه) ، ولى ما نظر باينكه در هرسه نسخه شدّ الأزار كه بدست ماست اين كلمه همه جا (سالبه) متّصلا نوشته شده از خود هيچ تصرّفى در املاى اين كلمه نكرده آنرا عينا بطبق همان نسخ چاپ نموديم،

(2) - چنين است بعينه اين كلمه در ق يعنى الممنع (با دو ميم ونون قبل از عين مهمله) ، ب: الممتع (بتاء مثناة فوقانيه بجاى نون) ، در ترجمه فارسى اين كتاب ص 86 اين كلمه را ندارد، م ونفحات (كه شرح احوال صاحب ترجمه حاضر در آنجا نيز مسطور است ص 314 - 315) اين هرسه كلمه اخير را يعنى «بن ملك الممنع» را هيچ ندارند،

(3) - بظنّ غالب مراد ابو مسلم فارس بن غالب الفارسى از مشايخ متصوّفه فارس واز معاصرين ابو عبد الرحمن سلمى متوفى در سنه 412 وشيخ ابو سعيد ابو الخير متوفى در سنه 440 وعلىّ بن عثمان هجويرى صاحب كشف المحجوب متوفى در حدود سنه 470 بايد باشد وعصر بقيه در صفحه بعد

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت