ثمّ توفّى في سنة ... وستّمائة «1» ودفن في الرّباط «2» المعروف بأبش «3» وهى بنت الأتابك سعد بن ابى بكر وكانت ملكة رحيمة حكمت بين النّاس بالعدل والنّصفة بنت ذاك الرّباط ودفنت فيه «4» رحمة اللّه عليهم.
(1) - تاريخ محقّق وفات سعد بن زنگى بماه وروز كه هيچيك از مورّخين بدان دقت تعيين نكرده اند بروايت قطب الدين محمّد سيرافى شارح قصيده اشكنوانيّه سابق الذكر كه پدرش معاصر با سعد زنگى بوده شب چهارشنبه دوازدهم ذى القعدة سنه ششصد وبيست وسه بوده است در قلعه بهاتزاد (مقدّمه شرح قصيده مذكوره نسخه كتابخانه مشهد مورّخه سنه 734) ،- براى اطّلاع از اقوال ساير مورّخين درين موضوع رجوع شود برساله «ممدوحين سعدى» تأليف راقم اين سطور ص 6 - 7،
(2) - از ستاره تا اينجا از ب ساقط است،
(3) - اين روايت مؤلّف كه سعد بن زنگى در رباط ابش مدفون شده عينا مطابق است با روايت وصّاف ص 155: «او را [سعد زنگى را] در رباط ابش دفن كردند» ، ونيز شيرازنامه ص 54: «و [سعد زنگى] در شهور سنه ثلاث وعشرين وستّمائة بجوار حق پيوست وهم در شيراز برباط ابش مدفون است واين رباط از جمله مشهورات بقاع شيراز است» ، وچون مؤلّف در متن تصريح كرده كه اين رباط را ابش خاتون بنت سعد بن ابى بكر [بن سعد بن زنگى] بنا نهاده پس واضح است كه مقصود سه مؤلّف مزبور از اينكه سعد زنگى را در رباط ابش دفن نمودند بالبداهة اين خواهد بود كه سعد زنگى را در محلّى دفن كردند كه بعدها بمدّت بسيار مديدى پس از وفات او ابش خاتون- متولّد در حدود 630 ومتوفى در سنه 685 - در آن محل رباطى بنا نهاد واز آن ببعد باسم او مشهور به «رباط ابش» شد،-
(4) - چنانكه ملاحظه ميشود مولّف تصريح كرده كه ابش خاتون در رباط ابش كه خود آنرا بنا نهاده بوده دفن شده است، ولى رشيد الدين در جامع التّواريخ (طبع بلوشه ج 2 ص 557) گويد كه ابش خاتون را در مدرسه عضديّه شيراز كه مادرش [تركان خاتون] باسم پسرش اتابك عضد الدين محمّد ساخته بود دفن كردند، وبدون شك روايت صاحب شدّ الأزار كه خود از اهالى شيراز وموضوع كتاب او مخصوصا تاريخ مزارات شيراز ومدفونين در شيراز است بر قول رشيد الدين كه شخصى خارجى واز جزئيات وقايع شيراز بالطبع چندان اطلاعى نداشته مقدم است، ونبايد توهّم نمود كه شايد رباط ابش ومدرسه عضدّيه هردو يكى ودو اسم يك مسمّاى واحد بوده اند زيرا كه وصّاف در ضمن تعداد موقوفات وخيرات جاريه خاندان سلغريان (ص 624) صريحا واضحا نام هردو موضع مزبور را يعنى هم رباط ابش را وهم مدرسه عضديّه را در عرص هم وبكلى مستقل از يكديگر برده است از اينقرار: رباط سنقرى، رباط ابش، مسجد جامع نو، رباط شهر اللّه، دار الشفاء مظّفرى، رباط خائر (كذا-؟) ، رباط سربند، سقايه جامع عتيق، خان دو در، رباط عدّتى، مدسه عضدى،- وهمچنين مؤلف كتاب حاضر بقيه در صفحه بعد