الصفحة 379 من 619

اليه الثّواب في العاجلة والآجلة، توفّى في سنة احدى واربعين وسبعمائة ودفن في حظيرته رحمة اللّه عليهم.

260 -مولانا صدر الدين محمد بن حسن «1» الجوهرى

العالم البارع المتورّع كان جامعا لأقسام العلوم يدرّس كلّ فنّ من المنقولات والمعقولات، تأدّب اوّلا بمولانا نجم الدّين الفقيه «2» ثمّ بمولانا عضد الدّين

-بقيه از صفحه قبل

بود بحكومت شيراز منصوب شد ودر 28 شعبان بحدود شيراز رسيد وامير مسعود شاه برادر شيخ ابو اسحق كه در آن اوان حاكم شيراز بود از مقابل او منهزم شده بلرستان رفت واو بشيراز داخل شد ومدت بيست ونه روز در آنجا حكومت كرد ودر 28 رمضان امير شمس الدين محمد برادر ديگر شيخ ابو اسحق را ببهانه بقتل آورد لهذا شيرازيان بر پير حسين شوريدند ولشكر او هزيمت گرفت وخود با چند سوار معدود از شيراز فرار نمود وبار ديگر امير مسعود شاه بسر مملكت آمد وديگربار پير حسين لشكرى جمع كرد وسال ديگر يعنى سنه 741 مجدّدا بشيراز آمد وامير مسعود شاه ديگربار كناره گرفت وبطرف لرستان بيرون رفت وپير حسين در 26 ربيع الثانى بدر شيراز نزول نمود شيرازيان در مقابل پير حسين مقاومت سخت نمودند ومدّت پنجاه روز ميان لشكر پيرحسين وشيرازيان محاربات متواتر ومتوالى روى ميداد تا بالأخره بين فريقين در شانزدهم جمادى الآخرة اتفاق صلح افتاد وپيرحسين در حكومت شيراز مستقرّ گرديد ومدّت يكسال وهشت ماه در آنجا حكومت كرد ودر اوايل محرّم سنه 743 چون آوازه وصول پسر عمّش ملك اشرف ابن تيمور تاش بن امير چوپان را از تبريز در مصاحبت شاه شيخ ابو اسحق بطرف اصفهان شنيد از شيراز با بيست هزار نفر بقصد مقاتله با ملك. اشرف بدانصوب شتافت وچون بدو منزلى اصفهان رسيد ناگاه در شب يكشنبه سلخ صفر قسمت عمده لشكر او بملك اشرف پيوستند پيرحسين بيمناك شده بتبريز نزد پسر عمّ خود امير شيخ حسن كوچك رفت امير شيخ حسن او را بگرفت واو را مخيّر كرد كه بزهر يا تيغ هركدام كه او اختيار كند او را هلاك كنند او زهر اختيار كرد وبدان هلاك شد در ربع رشيدى در شهور سنه 743، (براى مزيد اطّلاع از سوانح احوال پير حسين مذكور رجوع شود بشيرازنامه 77 - 80، وذيل جامع التواريخ از حافظ ابرو(فهرست اعلام) ، ومجمل فصيح خوافى وروضة الصفا وحبيب السير وفارسنامه ناصرى در حوادث سنوات 740 - 743)،-

(1) - كذا في ق ب بدون الف ولام، م كلمات «بن حسن» را ندارد،

(2) - ظاهرا مراد «مولانا نجم الدين محمود فقيه» پدر قوام الدين عبد اللّه عالم معروف شيراز واستاد حافظ باشد كه نام او استطرادا در ص 85 س 1 در ضمن ترجمه احوال پسرش قوام الدين عبد اللّه مذكور برده شده است، نه «فقيه نجم بقيه در صفحه بعد

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت