الصفحة 385 من 619

في سنة اثنتين واربعين واربعمائة «1» ودفن هناك رحمة اللّه عليهم.

(1) - چنين است در هرسه نسخه، ولى در شيرازنامه ص 103: سنه 442 يا 443 بنحو ترديد،- عموم تذكره هاى متأخّر از قبيل نفحات وسفينة الأولياء ورياض العارفين وخزينة الأصفياء وفارسنامه ناصرى وآثار العجم وطرائق الحقائق همه نيز بتبع شدّ الأزار همين تاريخ را يعنى سنه 442 را براى وفات صاحب ترجمه ذكر كرده اند، ولى سمعانى در انساب در عنوان الباكويى تاريخ وفات او را «بعد سنة عشرين واربعمائة» نگاشته ودر عنوان الشيرازى: «سنة نيّف وعشرين واربعمائة» ، كه مآل هردو اين ميشود كه وفات وى ما بين سنوات 420 - 430 روى داده بوده است، واين روايت سمعانى بمراتب نزديك تر بصواب بنظر ميآيد تا روايت شدّ الأزار زيرا بتصريح قشيرى مؤلف «رساله» كه معاصر صاحب ترجمه بوده ونيز بروايت ابن حجر در لسان الميزان ج 5 ص 230 از عبد الغافر صاحب سياق در تاريخ نيشابور كه پدر وبرادران او با ابن باكويه معاصر وبر وى سماع نموده بوده اند صاحب ترجمه عصر متنبّى را درك كرده بوده واو را در شيراز ديده بوده است ومتنبىّ بيتى از آن خود براى او انشاد نموده بوده، عين عبارت قشيرى از قرار ذيل است، در باب الجود والسخاء ص 115 گويد: «و قيل اضاف عبد اللّه بن عامر بن كريز رجلا فأحسن قراه فلمّا اراد الرّجل ان يرتحل عنه لم يعنّه غلمانه فقيل له في ذلك فقال عبد اللّه انّهم لا يعينون من يرتحل عنّا، انشد [ابو] عبد اللّه بن باكويه قال انشدنى المتنبىّ في معناه:

اذا ترحلت عن قوم وقد قدروا ... ان لا تفارقهم فالرّاحلون هم

حال گوئيم كه ورود متنبى بشيراز بقصد مدح عضد الدّوله بتصريح ابن خلّكان در ترجمه پادشاه مزبور در ماه جمادى الأولى سال سيصد وپنجاه وچهار بوده است يعنى در همان سال آخر عمر متنبى كه پس از مرخصى از حضور عضد الدوله در شعبان همان سال ومراجعت او از شيراز در اثناء راه ما بين بغداد وكوفه در 24 يا 25 يا 28 رمضان همان سال 354 بدست دزدان عرب بقتل رسيد (ابن خلّكان در ترجمه متنبى) ، غرض از اين تطويل آنست كه ملاقات ابن باكويه با متنبى در شيراز بالضروره ديرتر از سنه 354 نميتواند باشد، حال اگر سنّ ابن باكويه را در وقت ملاقات با متنبى در شيراز در سنه 354 باقل تقديرات براى آنكه لياقت حضور در مجلس متنبى وانشاد اين اخير اشعار خود را براى وى داشته باشد در حدود بيست سالگى هم فرض كنيم در آنصورت بنابر روايت كتاب حاضر كه وفات ويرا در سنه 442 ضبط كرده سنّ او در وقت وفات قريب صد وهشت سال خواهد بود، وبلوغ باين سنّ عالى خارج از معتاد از اندر نوادر است ودر نتيجه بسيار مستبعد خواهد بود كه هيچيك از مؤلفين مآخذ عديده كه اسامى آنها را در حاشيه 3 از ص 380 برشمرديم (و در حواشى اواخر كتاب هم ان شاء اللّه تعالى عين عبارت آنها را نقل خواهيم كرد) در ترجمه احوال او متعرّض ذكر يك چنين امر بسيار نادر غريبى در زندگى او نشده اند، در صورتيكه بنابر روايت سمعانى كه وفات او را ما بين سنوات 420 - 430 ضبط كرده سنّ او در وقت وفات ما بين 84 و96 سال خواهد بود واين امرى است بكلّى عادى وطبيعى وجاى هيچ استبعادى در آن نيست،-

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت