الصفحة 418 من 619

-بقيه از صفحه قبل

او را الزام نمودند كه على الرّسم چندين جاى زمين را بايد ببوسد او مطلقا از اين عمل امتناع نمود وگفت سجود جز براى خداى تعالى براى هيچ مخلوقى روا نيست وهرچه ايشان بر اصرار افزودند او بر انكار افزود تا بالأخره دست ازو برداشتند وچون در مقابل خليفه رسيد خليفه بپاى خاست واو را بنشاند وساعتى با او بمفاوضه مشغول گشت واز وى طلب دعا نمود وسپس او را اجازه مراجعت داد وقبل از وقت براى او خلعت وصله حاضر كرده بودند او بكلّى از قبول آن سرباز زد وبلافاصله از ترس فتنه دنيا وآفات آن از بغداد بيرون رفت، ونيز گويد وقتى سلطان محمّد [بن محمود بن ملكشاه سلجوقى] بقصد ملاقات او بمنزل وى رفت شيخ سلطان را موعظت نمود وپند داد وسلطان روبروى او نشسته با تمام حواسّ بسخنان او گوش ميداد وچون خواست مراجعت كند شيخ باو دستور داد كه متابعت سنّت را اوّل پاى راست را پيش نهد ودر عرض راه هميشه از طرف راست شارع حركت نمايد،- ونيز گويند وقتيكه سلطان محمد مزبور با خليفه مقنفى بناى مخالفت گذارد وبطرف بغداد حركت نمود وآن شهر را در حصار گرفت شيخ ابو العلاء در آن اوقات در همدان صحيح بخارى را بر عبد الأوّل [ابو الوقت سجزى سابق الذكر ص 325] قراءت مى نمود وعموم اهالى شهر از امرا وفقها وعلما وصوفيّه وعوام نيز همه روزه براى سماع كتاب مزبور حاضر ميشدند وقتيكه اخبار محاصره بغداد منتشر شد شيخ بر منبر رفت ودر حالتى كه بر بالاى منبر برپاى ايستاده بود على رؤس الاشهاد صريحا فتوى داد كه سلطان وجميع سپاهيان واتباع واشياع او از زمره خروج كنندگان بر خليفه وقت واز جمله مارقين از دين اند وسپس گفت اگر يكى از افراد لشكر امير المؤمنين تيرى بيكى از اتباع سلطان بيفكند وكسى از غير آن دو گروه متخاصمين بيايد وآن تير را از جراحت او بيرون كشد آن شخص نيز از زمره خارجين بر امام وقت واز اهل بغى محسوب ميشود وچندين مرتبه اين سخن را تكرار نمود،- ولادت صاحب ترجمه در روز شنبه چهاردهم ذى الحجّه سنه چهارصد وهشتاد وهشت بوده بهمدان، ووفات وى در شب پنجشنبه نوزدهم جمادى الأولى سنه پانصد وشصت ونه بوده نيز در همان شهر همدان بتصريح صاحب تاريخ گزيده در سنّ هشتاد ويك سالگى وبمحلّه درب شير مدفون شد، وصاحب شذرات الذهب وفات او را در بغداد نگاشته وآن سهو واضح است از او،- خاقانى در منظومه تحفة العراقين خود كه عبارت است از سفرنامه حجّ او در حدود سنه پانصد وپنجاه وپنج ووصف منازل عرض راه ومدايح اكابر وعلما ومشاهير بلادى كه از آن عبور نموده بوده ابيات ذيل را در فصل راجع بهمدان در مدح حافظ ابو العلاء عطّار صاحب ترجمه سروده است:

پيرايه شرع امام حافظ ... تلقين ده اصمعىّ وجاحظ

دين را ز درش بلند ناميست ... از حافظ بوالعلا تماميست

در مدرسش از پى بيانى ... بو عمرو كمينه عشر خوانى

بقيه در صفحه بعد

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت