فهرس الكتاب
ترحيب اهل الرّحبة «3» ايّاه والجواب عن كتابهم ممّا شاع ذكرها مع الرّكبان في الآفاق وأثبت بيانها في الصّحائف والأوراق، وخطبه ورسالاته وقصائده ومقطّعاته اربت على الآلاف وتوفّرت على نقلها دواعى فضلاء الأطراف منها:
-بقيه از صفحه قبل
كرده بوده اند زنجير از گردن آنها برداشته آنها را نيز در آن ميدان رها ميكرده اند وآن حيوانات بالطّبع بمقصّر حمله كرده ووى از ترس جان از مقابل آنها بهر طرف ميگريخته وچون هيچ مفرّى نداشته بالأخره درندگان او را گرفته واعضاء او را از هم دريده گوشت او را ميخورده اند وسلطان وحضّار از اين منظر فجيع تفريح ميكرده اند، بارى چون قاضى مجد الدين را در آن ميدان افكنده اند شيرها وسگهاى درنده او را بوئيده ودمهاى خود را حركت داده ولى بهيچوجه متعرّض او نشده اند، سلطان ازين معنى بغايت متعجب شده وپاى برهنه بجانب او دويده وبر قدمهاى او افتاده وپايهاى او را بوسيده وهرچه جامه بر تن داشته كنده وبوى خلعت داده واو را نزد زنهاى خود برده وايشان را فرموده تا همه او را تعظيم وتكريم نمايند واز او تبرّك جويند وسپس او را باعطاياى وافره وانعامات متكاثره واعزاز واكرام تمام بصوب شيراز مراجعت داده وصد ياره ده از قراى ناحيه جمكان فارس باو بخشيده است، انتهى كلام ابن بطوطه،- راقم سطور گويد با فحص بليغ در جميع كتب تواريخ متداوله مانند تاريخ وصّاف وتاريخ گزيده كه مؤلفين آن هردو كتاب معاصر سلطان مزبور بوده اند وذيل جامع التواريخ از حافظ ابرو ومجمل فصيح خوافى وتذكره دولتشاه وروضة الصفا وحبيب السير مطلقا واصلا ذكرى واثرى ازين افسانه مجعول واهى كذب صريح نيافتم ومن اصلا وابدا شك ندارم كه مريدهاى اين قاضى ثروت مند با نفوذ شيراز اين افسانه را از روى عين همين گونه افسانه كه در حقّ قدماء عيسويان وقياصره روم در قرون اوّل مسيحيّت ما بين نصارى از قديم الأيّام تاكنون معروف است ونيز از روى حكايت زينب كذّابه وامام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام كه در روايات شيعه مشهور است ساخته اند ويك تقليد بى رنگ وبوئى كه از هزارها فرسنگ آثار وضع وجعل صريح وقيح بر وجنات آن لايح است از روى دو حكايت مذكور برداشته اند، وهم اكنون در عصر ما كمتر كسى است كه سينماى مبتنى بر قصّه «كوووادپس» را كه جميع جزئيات عين همين واقعه افكندن عيسويان را در عهد نرون قيصر روم در پيش سباع ضاريه وبوئيدن آنها ايشانرا وتعرّض نرساندن بايشان الخ كه در كمال دقّت با حيل وتدابير معروفه عكّاسى جزئيات آنرا در روى صحنه بمردم نشان ميدهند برأى العين نديده باشد،- وحكايت زينب كذّابه وامام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام نيز در كشف الغمّه علىّ بن عيسى اربلى واز روى آن در جلد دوازدهم بحار الأنوار مرحوم مجلسى كه هردو كتاب مزبور بطبع رسيده ودر دسترس عموم ناس است مذكور است،
(3) - رحبة بفتح راء وسكون حاء مهملتين وباء موحّده ودر آخر تاء مربوطه بمعنى زمين فراخ بسيار روياننده گياهست كه در وى مردم بسيار فرود آيد (منتهى الأرب) ، ومقصود اينجا همان ميدان وسيعى است كه از قرار افسانه مذكور در فوق براى افكندن مقصّرين در آنجا در پيش حيوانات درنده مهيّا كرده بوده اند،