الصفحة 494 من 619

4 -در كتاب تجارب السّلف تأليف هندوشاه بن سنجر صاحبى كيرانى كه در سال 724 تأليف شده در شرح احوال حسين بن منصور حلّاج گويد (ص 200 از طبع آقاى اقبال) : «و اين حال [يعنى قتل حلّاج] در سنه تسع وثلثمائة بود وگور او ببغداد است بر جانب غربى نزديك مشهد معروف كرخى ومولانا السّعيد افضل المتأخّرين شمس الحقّ والملّة والدّين محمّد بن [احمد] الكيشى قدّس اللّه روحه كه از سرآمدان روزگار واز استادان اين ضعيف [بود] رسالتى بپارسى ساخته است در شرح دعاى [حلّاج] :

اقتلونى يا ثقاتى ... انّ في قتلى حياتى

فمماتى في حياتى ... وحياتى في مماتى

5 -كمال الدّين عبد الرزّاق كاشى معروف متوفّى در سنه هفتصد وسى وشش «1» در مكتوبى كه بشيخ ركن الدّين علاء الدّوله سمنانى در خصوص دفاع از طريقه قائلين بوحدت وجود نگاشته وجامى در نفحات الانس در ترجمه احوال كمال الدّين مذكور عين آن مكتوب را نقل كرده اشاره اجمالى باحوال شمس الدّين كيشى نموده از قرار ذيل (نفحات چاپ كلكتّه ص 562) : «و بعد از آن بصحبت مولانا شمس الدّين كيشى رسيدم چون از مولانا نور الدّين شنيده بودم كه درين عصر مثل او در طريق معرفت نيست واين رباعى سخن اوست:

هر نقش كه بر تخته هستى پيداست ... آن صورت آنكس است كان نقش آراست

درياى كهن چو بر زند موجى نو ... موجش خوانند ودر حقيقت درياست

وهمين معنى [يعنى وحدت وجود] در توحيد بيان ميكرد وميگفت كه مرا بعد از چندين اربعين اين معنى كشف شد وآنوقت در شيراز هيچ كس نبود كه با او اين معنى درميان توان نهاد وشيخ ضياء الدّين ابو الحسن را اين معنى نبود ومن از آن در حيرت

(1) - رجوع شود بمجمل فصيح خوافى در حوادث همين سال 736،-

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت