فهرس الكتاب
بودم تا فصوص اينجا رسيد «1» چون مطالعه كردم آن معنى را باز يافتم وشكر كردم كه اين معنى طريق موجود است وبزرگان بآن رسيده اند وآنرا يافته اند»،
6 -در كتاب مونس الاحرار في دقايق الاشعار تأليف محمّد بن بدر جاجرمى شاعر معروف كه مجموعه ايست از منتخبات مفصّل ومبسوط از اشعار قريب دويست نفر از شعراء فارسى زبان ودر سنه 741 تأليف شده ويك نسخه عكسى از آن كه ظاهرا بخطّ خود مؤلّف است در كتابخانه ملّى طهران موجود است در ص 367 - 368 از كتاب مزبور دو غزل بشمس الدّين كيشى نسبت داده يكى بمطلع:
اى باد صبحگاهى جانم همى فزائى ... با ما نگوئى آخر تا خود تو از كجائى
ودوّم بمطلع:
گلش تا خطّ زنگارى برآورد ... عقيقش سر بخو نخوارى برآورد
وچون اين هردو غزل را در مجلّه يادگار» شماره دوّم از سال دوّم ص 63 - 64 در شرح احوال همين صاحب ترجمه بطبع رسانيده ايم از درج آن در اينجا صرف نظر نموديم، 7 - در جنگى خطّى متعلّق بكتابخانه مجلس در طهران مورّخه جمادى الاولى سنه 750 (فهرست اعتصامى شماره 633) قطعه نفيس ذيل بصاحب ترجمه نسبت داده شده است (ورق 25 الف) :
«لملك الائمة والحكماء شمس الدين الكيشى طاب مثواه
دى مرا گفت رفيقى كه فلان در حق تو ... ناسزا گفت در اين هفته بهرجا كه نشست
زجر آن ابله دون گر نكنى جايز نيست ... دفع آن سفله فريضه است بهر چاره كه هست
گفتم اى دوست بدينها دل خود خسته مدار ... كه ز بيهوده دو نان دل پرمايه نخست
بگذار اين همه را گر بتكلّف شنوى ... نكته بشنو وميدار بخاطر پيوست
شهسوار دل من آنكه بتأييد خرد ... نوبت پنجم خود بر نهمين چرخ ز دست
نظم ازين سان وچو نثر سخن آغاز كند ... چرخ گويد به ازين نثر بنتوان پيوست
(1) - يعنى تا فصوص الحكم محيى الدّين بن عربى كه همين كمال الدّين عبد الرّزّاق كاشى شرحى بر آن نگاشته باينجا رسيد يعنى ببلاد ايران رسيد از دمشق شام كه ظاهرا در آنجا تأليف شده بوده،