الصفحة 498 من 619

جمله جزيره قيس (- كيش) را مى شمرد ودر تحت اين عنوان شرح مختصرى از شمس الدّين كيشى نگاشته كه خلاصه عين همين فصل شدّ الازار است بدون تسميه مأخذ وبدون هيچ مطلب تازه ولى سهو عظيمى در تاريخ وفات صاحب ترجمه نموده وبجاى سنه 694 چنانكه گذشت وفات او را در سنه ششصد وشصت نگاشته وحال آنكه علاوه بر تصريح صاحب حوادث الجامعه بتاريخ صحيح وفات او بتصريح همان مؤلّف چنانكه گذشت وى در سال 665 ببغداد آمد وبتدريس مدرسه نظاميّه منصوب گرديد وپس از چندى باصفهان بنزد بهاء الدّين بن صاحب ديوان رفت پس واضح است كه وى مدّت طويلى بعد از 660 كه بقول صاحب فارسنامه ناصرى تاريخ وفات اوست باز در حيات بوده است،.

(16) - ص 121 - س 2 بآخر از حواشى: راجع بشيخ برهان الدين احمد پسر ميانه شيخ سيف الدين باخرزى بعد از كلمات «سكنى اختيار نمود» علاوه شود: «و در حدود سنه 683 يا يكى دو سه سالى بعد در اوايل جلوس سلطان جلال الدّين سيوغتمش (681 - 691) از ملوك قراختائيان كرمان پادشاه مزبور شيخ برهان الدّين احمد را بسمت شيخى رباط بنا كرده خويش در كرمان نصب فرمود» ، «1» .

(17) - ص 123 س 2 - 3، الشيخ برهان الدين الصاغرجى، صاغرجى منسوب است بصاغرج بصاد مهمله والف وفتح غين معجمه وسكون راء مهمله ودر آخر جيم كه قريه بزرگى بوده بسيار خوش هوا از قراى سغد سمرقند واقع در پنج فرسخى آن شهر وبسيارى از علما وفضلا از آنجا برخاسته اند واين قريه را ساغرج با سين نيز نويسند (رجوع شود بانساب سمعانى در نسبت صاغرجى 347 ب، وساغرجى 285 ب) ، ترجمه احوال اين شيخ برهان الدّين صاغرجى را در هيچ جا بدست نياورديم جز

(1) - فاضل مشهور آقاى سعيد نفيسى در شماره 6 از سال پانزدهم مجله «ارمغان» منطبعه طهران مورّخه شهريور 1312 شرح حال مبسوطى از صاحب ترجمه نگاشته وما بين مآخذ مذكوره در فوق از شماره هاى 3 و4 و7 و9 و10 استفاده كرده اند وبما بقى مآخذ مزبور گويا دست رسى نداشته اند، وخود ما نيز در دو سال قبل تقريبا همين فصل حاضر را در سال دوّم از مجله يادگار منطبعه طهران مورّخه مهرماه 1314 شمسى طبع نموده ايم،

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت