فهرس الكتاب
اشاره مختصرى بوى استطرادا در همين كتاب حاضر در همين موضع ما نحن فيه وجز بعضى اطلاعات نفيس راجع بپاره از سوانح احوال او كه در سفرنامه ابن بطوطه مندرج است با فحص بليغ در هيچيك از كتب تواريخ ورجال وطبقات وغيره هيچ معلومات ديگرى راجع بوى مطلقا واصلا نتوانستيم بدست بياوريم،- آنچه در كتاب حاضر راجع بوى مذكور است همين است كه شيخ برهان الدين صاغرجى كه ملوك قدوم او را [بفارس] با تعظيم وتجليل تلقّى نمودند قبل از حركت از شيراز صاحب ترجمه متن شيخ ناصر الدّين عمر بن محمّد بن عمر بن احمد الكبرى را اجازه وعظ وتذكير وابلاغ كلام وارشاد انام در آن بلد اعطا نمود وباو منبر وسرير موهبت فرمود، واز اينجا واضح ميشود كه شيخ برهان الدّين صاغرجى يكى از مشاهير مشايخ قرن هشتم ويكى از كبار ائمّه عصر خود بوده كه بسايرين اجازه ارشاد ووعظ وتذكير ميداده است، ولى افسوس كه مؤلّف هيچ تاريخى ولو تقريبى براى اين اجازه يا براى ورود شيخ برهان الدين صاغرجى بفارس يا خروج او از آن مملكت بدست نداده است، وامّا اطّلاعات نفيسى كه در تضاعيف سفرنامه ابن بطوطه متفرّقه راجع بشيخ برهان الدّين صاغرجى يافت ميشود خلاصه آنها از قرار ذيل است (اين سفرنامه ابن بطوطه كه ما از آن مطالب ذيل را نقل ميكنيم عبارت از طبع مصر است در مطبعه ازهريّه در سنه 1346 - 1347 دو جلد در يك مجلّد) :
در ج 2 ص 44 در ضمن وصف احوال وافعال سلطان محمد شاه بن «1» غياث الدّين
(1) - سلطان ابو المجاهد محمّد شاه بن غياث الدين تغلقشاه معروف بجونه (جونه نام او قبل از سلطنت او بود وبعد از ارتقاء بتخت سلطنت خود را بابو المجاهد سلطان محمّد مسمّى نمود) كه شيخ آذرى در اشاره بدو گفته:
من ترك هند وجيفه چيپال گفته ام ... باد بروت جونه بيك جو نميخرم
از سنه 725 - 752 در هندوستان سلطنت نمود، در بخشندگى وجود وسخاى مفرط ودرعين حال در قتل بافراط وخونريزيهاى بيرحمانه ضرب المثل بوده است، ابن بطوطه گويد كه محمّد شاه مذكور اسخى اسخياء جهان بود ومبالغ عظيم باورنكردنى بهركس از علما وفضلا ومحدّثين واشراف وهركس كه بقصد انتجاع از اطراف ممالك از ايران وبلاد عرب وتركستان وشام ومصر بنزد او [بقيه در صفحه بعد]