الصفحة 502 من 619

بيرون آورد وآنرا بمن پوشانيد وطاقيه «1» خود را نيز بر سر من نهاد، فقراء (يعنى اصحاب شيخ مذكور) بمن گفتند كه رسم شيخ اين نبود كه اين نوع خرقه (فرجيّه) بپوشد وفقط بمناسبت ورود تو آنرا پوشيده وبايشان گفته كه اين فرجيّه را سيّاح مغربى [يعنى ابن بطوطه] از من خواهد خواست وپادشاه كافرى آنرا از او خواهد گرفت وببرادر ما شيخ برهان الدّين صاغرجى كه اين فرجيّه بقصد او تهيّه شده خواهد رسانيد، من بايشان گفتم بنقد بركت شيخ كه اين لباس تن خود را بر من پوشانيد شامل احوال من گرديد ومن با اين فرجيّه بر هيچ سلطانى وارد نخواهم شد نه كافر ونه مسلمان واز خدمت شيخ مرخّص شدم. پس از مدّتى طويل چنان اتفاق افتاد كه من بمملكت چين سفر كردم وبشهر خنساء «2» رسيدم وما بين من وهمراهان من بعلّت كثرت ازدحام مردم در شوارع تفرقه افتاد وآن فرجيّه بر تن من بود، در يكى از معابر آن شهر وزير آن مملكت با موكب عظيمى عبور ميكرد ناگاه چشم او بر من افتاد مرا طلبيد ودست مرا گرفت واز احوال من وورود من در آن شهر سؤالات نمود وهمچنان باهم همراه بوديم تا بخانه سلطان [يعنى حاكم چين جنوبى كه چنانكه در صفحه 167 خواهد گفت شخصى بوده موسوم بامير قرطاى] رسيديم خواستم ازو جدا شوم مانع شد ومرا با خود بر سلطان داخل نمود، سلطان از احوال سلاطين اسلام از من سؤالاتى كرد ومن بدان سؤالات جواب ميدادم در اثناء صحبت

(1) - طاقية [ظاهرا بتشديد ياء مثناة تحتانيه] در اصطلاح مؤلفين ايرانى عبارت بوده است از نوعى كلاه بلند مخروطى الشكل [ظاهرا از نوع همين كلاه معمولى درويشان] كه اكنون نيز متداول ودر نزد مؤلفين عرب انواع واشكال ديگر نيز داشته است كه شرح آن در ذيل قواميس عرب از دزى مذكور است، رجوع شود نيز بفرهنگهاى فارسى در تحت «طاقى» .

(2) - يعنى بندر معروف هانگ چئو HANG -TCHEOU امروزه كه واقع است در ساحل درياى چين بمسافت قريب دويست كيلومتر در جنوب شرقى شانگهاى وسابق در عهد ماركوپولو وابن بطوطه اين شهر را كينگ شو KING SHEU ميگفته اند ودر سفرنامه ماركوپولو باملاى؟؟؟، QUINSAY مرقوم است، ومعمولا در نزد مؤلفين اسلام باملاء خنساء (يعنى بهمان املا وتلفظ؟؟؟ اعره معروف عرب (مى نوشته اند، ودر جامع التواريخ رشيد الدّين فضل اللّه طبع بلوشه؟؟؟ مكتوب است (رجوع شود بدائرة المعارف اسلام ج 1 ص 864، وج 2 ص

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت