الصفحة 517 من 619

آن حمل كرده واز آن اين حكايات عجيب وغريب متنوّع را ساخته وباشخاص مختلف نسبت داده اند،-.

(20) - ص 167 س 2 - 4، اين سه بيت را بعينه بهمين نحو كه در شدّ الأزار هست ابن خلّكان ج 2 ص 53 در ضمن ترجمه احوال طرطوشى صاحب سراج الملوك ابو بكر محمّد بن الوليد القرشى الفهرى الاندلسى الطرطوشى ذكر كرده باين عبارت «و كان [الطرطوشى] كثيرا ما ينشد انّ للّه عبادا فطنا الأبيات» ، وازين تعبير معلوم نميشود كه اين ابيات از خود طرطوشى بوده يا از غير او واو بعنوان تمثل آنها را غالبا ميخوانده وبلكه سياق اين نوع تعبير اظهر در احتمال ثانى است تا در احتمال اوّل-،.

(21) - ص 185 س 7، فرأيت والدى في المنام، نظر خواننده را باشتباهى كه بظن قريب بيقين مؤلّف را در اينجا دست داده وبجاى اينكه بگويد «فرأيت عمّى» گفته «فرأيت والدى» وما آنرا در حاشيه 3 از همين ص 185 واضحا بيان كرده ايم جلب مينمائيم.

(22) - ص 201 حاشيه 1، رجوع شود براى تتمّه حكايت تشيّع سلطان اولجايتو محمّد خدابنده پسر ارغون خان بن اباقا خان بن هولاكو بن تولى بن چنگيز خان بص 424 حاشيه 3،-.

(23) - ص 215 س 6، عميد الدين ابو نصر الابزرى، در حواشى ذيل همين صفحه 215 ما ترجمه احوال مختصرى از اين شخص كه وزير اتابك سعد بن زنگى وصاحب قصيده مشهور اشكنوانيّه است بنقل وتلخيص از وصّاف كه مشهورترين مآخذ شرح احوال اوست ذكر كرديم واكنون اينجا بنقل خلاصه چهار مأخذ ديگر كه تاكنون تا آنجا كه ما اطلاع داريم در هيچ جاى ديگر چاپ نشده است وحاوى بعضى اطلاعات مفيد تاريخى راجع بصاحب ترجمه است مى پردازيم:

اول از آن مآخذ عبارت است از شرح قصيده اشكنوانيه بقلم قطب الدّين محمّد سيرافى فالى «1» كه نواده خال ناظم است ودر سنه 721 يا 712 وفات يافته، در مقدّمه اين كتاب شارح شرح جامعى از حبس وقتل صاحب ترجمه وكيفيّت بنظم آوردن

(1) - رجوع شود براى ترجمه احوال او بشيرازنامه ص 145، وشدّ الازار ص 432 نمره 299 از تراجم كتاب. ومجمل فصيح خوافى در حوادث سنه 712،-

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت