سياحت موفور بشيراز معاودت كرده در مغاره كوهى بطريق انزوا بسر مى برده، از خواجه عبد اللّه انصارى نقل است كه ابو عبد اللّه سفر بسيار كرده وحكايات بسيار در ذكر داشته آنچه من از وى انتخاب كرده ونوشته ام سى هزار حكايت وسى هزار حديث است» انتهى،
راقم سطور گويد صاحب هفت اقليم بدون شك اين مطلب را از نفحات الأنس جامى نقل كرده كه در ضمن ترجمه احوال شيخ ابو عبد اللّه طاقى سجستانى هروى از مشايخ خواجه عبد اللّه انصارى گويد (ص 383 از چاپ كلكته) : «شيخ الاسلام [خواجه عبد اللّه انصارى] گفت كه شيخ ابو عبد اللّه بن باكويه الشّيرازى سفرهاى نيكو كرده بود ومشايخ جهان همه را ديده بود وحكايات بسيار داشت از ايشان، من خود ازو بانتخاب سى هزار حكايت نوشته ام وسى هزار «1» حديث، شيخ الاسلام گفت كه وى ملك بود بهانه تصوّف واز همه علوم با نصيب ووى مرا تعظيم مى داشت كه كس را نميداشت هرگاه كه من پيش وى درآمدمى برپاى خاستى ومشايخ نيشابور را چون ابن ابى الخير وجز او برپاى نمى خاست وفراست عظيم داشت» انتهى،-
17 -23 - عبارت است از هفت تذكره فارسى متأخر از هفت اقليم يعنى سفينة- الاولياء چاپ لكهنو ص 163، ورياض العارفين ص 127 - 128، وخزينة الأصفياء ج 2 ص 229 - 230، ومجمع الفصحاء ج 1 ص 487 - 488، وفارسنامه ناصرى ج 2 در سه موضع: ص 150 و155 و157، وآثار عجم ص 484، وطرائق الحقائق ج 2 ص 222، كه هركدام كما بيش خلاصه مسطورات نفحات الأنس را در شرح احوال صاحب ترجمه ذكر كرده اند وهمه حاوى همان غلط سابق الذّكر در باب اسم او ميباشند يعنى اسم او را «على» بجاى «محمد» نگاشته اند گرچه بعضى روايت صحيح را نيز نقل كرده اند، وبعلاوه بعضى از آنها مانند رياض العارفين وبنقل از آن فارسنامه ناصرى وطرائق الحقائق متضمن پاره افسانه هاى بكلى بىصل بىساس واهى ميباشند كه در هيچيك از مآخذ متقدّمه سابق بر آنها مطلقا واصلا وبوجه من الوجوه اثرى ونشانى
(1) - چنين است در نفحات نسخه چاپ كلكته ص 383، ولى در نسخه خطى آقاى اقبال: سه «هزار حديث» دارد-