از اضافات كرده ايم اسقاط ... كه نداريم در دو كون قراط «1»
در جهان ساختم بنان جوى ... فارغ از سبزه ايم واز جغراط «2»
جامه روح را بدوخت خدا ... نه بمقراض وسوزن وخيّاط
هركه او رفت در پى شيطان ... در خطرها فتد ازين خطواط
بسكه بستى خيال خال وخطش ... كوهيا بى قلم شدى خطّاط
كه چنانكه ملاحظه ميشود در بيت چهارم بجاى خطوات بمعنى قدمها جمع خطوة بمعنى قدم خطواط استعمال كرده است با طاء مؤلّفه مهمله وآنرا با خيّاط وخطاط وقيراط قافيه بسته است!
وثالثا در هيچيك از مآخذ سابق الذكر كه عين عبارت اغلب آنها را پيش ازين نقل كرده ايم چنانكه ملاحظه شد مطلقا واصلا احدى از مؤلّفين قبل از رياض العارفين بهيچ وجه من الوجوه ادنى اشاره باينكه ابن باكويه در مدّة العمر خود يك بيت شعر گفته بوده نكرده اند واوّلين تذكره كه عدّه از اشعار اين ديوان را از شاعرى گمنام متخلص بكوهى نقل كرده وآنها را بغلط بصاحب ترجمه محل گفتگوى ما يعنى ابن باكويه معروف بباباكوهى نسبت داده تا آنجا كه راقم سطور اطّلاع دارد رياض العارفين مرحوم رضا قليخان هدايت است كه در حدود 1260 يعنى در اواخر قرن سيزدهم تأليف شده است «3» واز دو نسخه اين ديوان كه چاپ شيراز از روى آن بعمل آمده چنانكه در مقدّمه آن چاپ مرقوم است يكى از آنها مورّخ است بسنه 1169 وديگرى بسنه 1189، ويك نسخه ديگر ازين ديوان كه اندكى از دو نسخه سابق قديم تر است وتاريخ كتابتش در سنه 1088 يعنى در اواخر قرن يازدهم است در كتابخانه موزه بريطانيّه موجود است «4» .
پس چنانكه ملاحظه ميشود عدم اشاره احدى از مؤلّفين قبل از رياض العارفين باينكه ابن باكويه هيچوقت در عمر خود شعرى گفته وبا شعر وشاعرى سر وكارى
(1) - يعنى قيراط،
(2) - يعنى جغرات كه بتركى بمعنى ماست معروف است
(3) - وسپس خود او در مجمع الفصحا 1: 487 نيز عين مندرجات رياض العارفين را خلاصه كرده است، وبعدها صاحبان فارسنامه ناصرى 2: 150، وآثار عجم 484، وطرائق الحقائق 2: 222 همه على العمياء بمتابعت مرحوم هدايت اين غلط را در كتب خود تكرار كرده اند.
(4) - رجوع شود بذيل فهرست نسخ فارسى موجوده در كتابخانه موزه بريطانيه تأليف ريو ص 178 - 179،