فهرس الكتاب

الصفحة 116 من 313

و در ضمن اين ياد كرده كه يكى را از علافيان علف تيغ دار الخلافت كرده آمد، اگر عمر يارى دهد و بخت بخندد (1) ، ديگران را نيز ماخوذ كرده آيد. پنج سال محمد بن هارون دريا و بيابان را فتح كرد (2) .

خبر تحفها و هديها كه از سرانديپ (3) براى خليفه وقت فرستاده بودند (4)

چنين آورده اند كه ملك سرانديپ (3) از جزيره يواقيت بجهة حجاج از راه كشتى تحف و هدايا (5) فرستاد (6) ، و از درر (7) و جواهر ظريفه و غلامان و كنيزكان حبشى (8) و ديگر تحفه هاى موزون و ظرائف مكنون و بى مثل بدار الخلافت فرستاد (9) ، و زنان مسلمانان (10) بجهة زيارت كعبه و ديدن دار الخلافت با ايشان روان شدند (11) . چون ببلاد قازرون (12) رسيدند باد مخالف برخاست، و كشتى (13) را از راه صواب بگردانيد (14) و به ساحل ديبل (15) آورد. جماعه دزدان كه ايشان را نكامره (16) گويند (17) [و] ساكنان ديبل بودند هر هشت كشتى را بگرفتند و قماشات او برداشتند، و مردان و زنان را ماخوذ كردند، و متاع و جواهر جمله (18) نقل كردند. معتمدان شاه سرانديپ و عورات مى گفتند كه مال بجهة خليفه وقت مى برند التفات نكردند. همه را (f 46 a) موقوف كردند (19) و گفتند: اگر فرياد رسى داريد خود را باز خريد. [زنى فرياد كشيد

(1) م: به بندد

(2) س: نمود

(3 - 3) اين جمله در نسخه پ موجود نيست

(4) ك‍م: بود

(5) ب م: تحفه و هدايا؛ پ: تحفه و هديه

(6) س: ارسال داشته

(7) م: درّ

(8) پ: ختنى

(9) ب س: خدمتها بدار الخلافت فرستاد؛ س: خدمتهاى دار الخلافة فرستادند؛ س: خدمتها بدار الخلافت روانه ساخت؛ م: در خدمت خليفهاى دار الخلافت فرستاد

(10) ب: مسلمان

(11) پ: كرد

(12) ب ح س: قاذرون؛ پ: قارون

(13) ب پ س: بيرى

(14) ك‍: برگردانيد

(15) نسخه ب در همه جاها «ديول» دارد

(16) ب: ننكامره؛ ح: نگامره س: بكامره؛ م: تنكامره

(17) پ: خوانند

(18) ب: همه

(19) پ: مرقوم نمودند

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت