و فرمود كه امروز برويد، و آنچه مسلمان شوند و در اسلام آيند (1) ، مال ايشان معاف داشته شود؛ و آنچه (2) بر كيش خود حريص باشند، گزيد و جزيه قبول كنند (f 106 a) و (2) بر كيش آباء و اجداد خود باشند (3) . بعضى از ايشان (4) بر اقامت مقاومت (5) نمودند، و بعضى دل برگزيد (6) نهادند و بر كيش اسلاف مى رفتند، و ضياع و اسبان از ايشان (4) تحويل نشد (7) .
معين كردن برهمنان و (8) امناى ولايت
پس محمّد قاسم هر يك را از ايشان بقدر اختصاص و استحقاق (آنچه) بر ايشان مال متوجه مقرر كرد (ند) ، و فوج هر درى بر چهار در حصار معين فرمود، و عهدهء آن در اهتمام ايشان كرد و تشريف رضا (9) با اسب تنگ پشت، و پيرايهاى شاهانه هند بر دست و پاى او نهاد (10) ، و هر يك را در صدر و محفل مكان جلوس (ايشان) تعيّن كرد (11) .
نسخت كردن صنّاع و تجّار و زرّاع
پس مردمان سوداگر و صنّاع و زرّاع در نسخت (12) آوردند. ده هزار آدمى از عوام الناس در اعداد (13) آمد (14) . پس محمّد قاسم فرمود، تا بر هر يك دوازده درم سنگ نقره مقرر كردند كه مال ايشان نهب (15) شده است.
پس دهقانان و رئيسان را بر تحصيل مال معامله نصب فرمود، تا از شهر و روستا (16) اموال در ضبط آرند. ايشان را قوّتى و استظهارى باشد.
(1) م: امروز آنچه در اسلام آيند
(2) اين جمله در نسخه م موجود نيست. و نسخه س عدد واحد استعمال كرده
(3) س: برود؛ م: اجداد مى روند
(4 - 4) اين جمله در نسخه س موجود نيست
(5) م ندارد: مقاومت
(6) ب: گريز؛ ك: گزيد؛ و در سائر نسخ: گزند
(7) س: افتاد
(8) ب س كم: برهمناباد بر
(9) ب س كم: رضاى او
(10) س: نهادند
(11) س: معين كرد
(12) س: تسخير
(13) ب: تعداد
(14) س: آمدند
(15) كم: نهيب
(16) ب ك: روساى؛ س: ديهها