فهرس الكتاب

الصفحة 115 من 313

ولايت مُجاعَة بن سِعْر بن يزيد بن حذيفه[التميمى]

مشاطگان اين تاريخ روايت مى كنند كه بشر (1) بن عيسى صاحب الخاط (2) حكايت كرد از برقد بن مغيره و عمرو (3) بن محمد التميمى كه چون حجاج مجّاعة بن سعر (4) را بخراسان فرستاد، ولايت هند و قندابيل در شهور سنه خمس و ثمانين (5) در عهدهء حجاج شد. علافيان بگريختند پيش از رسيدن مجاعة. و مجاعه ايشان را طلب كرد تا برفتند بنزديك ملك سند داهر بن چچ (6) . و مجاعه را يك سال بمكران مقام افتاد و جان بحق تسليم كرد.

[ولايت محمد بن هارون بن ذِراع النمرى]

و چون تاريخ سنه ست و ثمانين (7) شد، خلافت به وليد بن عبد الملك بن مروان رسيد. ولايت به محمد بن هارون حوالت كرد. چنين آورده اند مصنفان تواريخ كه چون مجاعه را عمر بانقطاع رسيد، حجاج بن يوسف محمد بن هارون را بجانب هندوستان نصب كرد، و مثال اوامر و نواهى (8) او را (9) مطلق گردانيد (ص 74) و در تحصيل اموال ديوانى وصيّت كرد و گفت: علافيان را طلب كنى و بدانچه امكان (f 45 b) دارد ايشان را بدست آرى، و انتقام سعيد بكشى. پس محمّد در اوائل سنه ست و ثمانين (10) يكى را از علافيان دريافت، و بر حكم (11) فرمان خليفه او را بكشت، و سر او را بجانب حجاج فرستاد، و مكتوبى بذكر آن در خدمت حجاج در قلم آورد (12) ،

(1) ب س ح م: بشير

(2) ب: انحطاط؛ پ: اتحاد؛ س: الحاظ؛ ك‍: نحاط

(3) ب پ: عمر

(4) م: سفر

(5) ب افزايد: يعني هشتاد و پنج

(6) پ: راى داهر

(7) ب افزايد: يعنى هشتاد و شش

(8) ب م: نهى

(9) س: او در نواحي

(10) ب افزايد: يعنى هشتاد و شش

(11) پ: بحكم

(12) پ: در قلم آورد؛ س: ارسال داشت

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت