فهرس الكتاب

الصفحة 248 من 313

(ص 182) عاقل و داهى (1) بود، و با امانت و ديانت بود. محمّد قاسم از قول او خنديد و گفت: امارت ايشان بتو ارزانى داشته آمد (2) ، و بفرمود تا پيش او رقص و بازى كنند. خريم بيست دينار زر مغربى بديشان بخشيد، و گفت: اين رسوم پادشاهى است كه چون (3) بقدوم والى شادى كنند و شكر الهى بجا آورده باشند، اين (4) نعمت بر ايشان مستقيم باشد.

منزل كردن محمّد قاسم بطرف لوهانه و سهته(5)

راوى احاديث از (6) على بن محمّد بن عبد الرحمن بن عبد الله (7) السّليطى چنان روايت كرد كه چون محمّد قاسم از كار لوهانه بپرداخت، بمنزل (8) سهته (5) آمد. اعيان و رؤساى (9) ايشان سر و پاى برهنه استقبال نمودند و امان خواستند. ايشان را هم (10) امان داد و مال معيّن كرد، و گروگانى بستد. و از منازل و مراحل راه تا به ارور نخست خواست. رهبران ايشان پيش كردند (11) تا به ارور، كه دار الملك هند بود و بزرگترين جمله سند است. و سكان او بيشتر تجّار و صنّاع و زرّاع باشند. و قوفى (12) پسر راى داهر آن حصار را ملك ساخته (13) ، و از كشتن داهر هيچكس پيش (f 112 b) او تقرير نمى توانست كرد (14) و او مى گفت كه هنوز راى داهر زنده است و بآوردن لشكر هند رفته است، تا بقوت و اعتضاد ايشان روى بجنگ لشكر عرب آرد. يكماه در مقابل آن حصن بيك ميل لشكرگاه ساخت و مسجدى بنا كرد، و روز آدينه آنجا خطبه فرمود (15) .

پس با اهل ارور جنگ پيوستند. و توقع مى داشتند كه داهر مددى

(1) ب ك‍: ذاهن؛ پ ندارد: داهي

(2) اين قراءة س است؛ م: آيد

(3) ب س ك‍م ندارد: چون

(4) ب س ك‍م: و اين

(5) پ: سعته

(6) م ندارد: از

(7) پ: عبد ريه

(8) ب پ ك‍ندارد: بمنزل؛ م: به

(9) م: روستاء

(10) ب س ك‍م: همه را

(11) و در نسخ: كرد

(12) پ ك‍: فوفى

(13) پ: داشته

(14) پ: نكرده بود

(15) ب س ك‍م: كرد

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت