پس جيسيه ببلاد چتور (1) رفت و مقام كرد و از آنجا نبشتها به قوفئ داهر (2) در قلم آورد (ص 168) به ارور، و سبب تحويل خود اعلام داد و بجهة حفظ حصار ارور وصيت كرد. قوفئ داهر (3) چون آن نوشته بديد مطالعه كرد و قوى دل شد (4) برفتن جيسيه به چتور (5) .
چون محمّد قاسم در محاربة برهمناباد شش ماه بماند و حرب دراز كشيد، و خبر جيسيه از چنيسر (6) برسيد، چهار نفر عظام تجار كه در حصار برهمناباد بودند، بدروازه حصار كآنرا جريطرى گويند با هم مشورت كردند و گفتند كه لشكر عرب غالب است بر كل بلاد (7) ، و راى داهر (8) كشته شد، و (9) مدت شش ماه شد كه اين حصار در بندان شده است، نه ما را قوت و شوكت آن (10) كه در محاربت و منازعت با وى مقابل توانيم شد، و نه روى آشتى و صلح. اگر چه (f 103 b) چ ندين روز ديگر بماند عاقبت فتح شود، و ما را از هيچ طرفى مستغاثى (11) نيست (12) كه فرياد رسد و اميدوار مددى توانيم بود و راى (13) در ميان نيست (12) كه ما را بوى التجا باشد، و بجنگ با اين لشكر بيش ازين مقاومت نتوانيم كرد. اكنون اگر اتفاق كنيد تا بيرون رويم و بمحاربت كوششى كنيم تا كشته شويم، كه اگر چه صلح افتد مردى كه اهل سلاح باشد همه علف تيغ خونخوار شوند، و عوام الناس را از تجّار و صنّاع و زرّاع امان دهند. و اگر ما را اعتماد افتد، بهتر آن باشد، كه اگر عهد وثيق در ميان آيد، حصار بوى تسليم كنيم. ما را در
(1) ب ح: جتور؛ س: جيپور؛ پ م: چترور
(2) ب پ ك: فوفى؛ ح س: قوقى
(3) ب ك: فوقى؛ پ: فوجى
(4) پ: گشت؛ س: گرديد
(5) ب: جنور؛ پ ك م: چترور
(6) ب پ ح: جنيسر
(7) پ: كل ممالك هند
(8) پ س كم: ملك داهر
(9) م افزايد: جيسيه ملك در
(10) م: آنها
(11) ب: استعانتى
(12 - 12) اين جمله در نسخ پ م: موجود نيست؛ نسخه س «اميد امدادى تواند» بجاى «اميدوار مددى توانيم» دارد
(13) س ك: ملكى