فرزند عزيز (1) عماد الدين محمّد قاسم (2) آنچه نوشته است (3) معلوم و مقرر گشت. و اين نوع كه ياد كردى اصل كيد است. و اين كار (4) بفرمان الهى و توفيق رحمانى موافق (5) مى نمايد، كه پنجوقت نماز بدرگاه يگانه خداى عزّ و جلّ بر همه مهمات مقدّم دارى، و بوقت تكبير و قراءة و قيام و ركوع و سجود و قعود بتضرع و زارى استعانت خواهى، و بذكر (f 83 a) الهى زبانرا مرطب دارى (6) ، تا كارهاى تو بنظام باشد، زيرا كه هيچكس را امكان و شوكت بى عنايت الهى ميسّر (7) نگردد. و چون تو همه اعتماد و اعتضاد (8) بر فضل و كرم مَلِك تعالى دارى، اميدهاى تو برآيد، و فتح و نصرت قرين و معين تو گردد، إن شاء الله تعالى - بخطّ حمران.
فرستادن داهر جيسيه را (9) بطلايه حرب (10)
مصنفان احاديث چنين آورده اند كه چون محمّد علافى از طلايه بازگشت، داهر راى (ص 136) پسر [خود] جيسيه را با جماعت (11) حشم و فيل بفرستاد، و جيسيه بر فيل نشست و در مقابل لشكر اسلام آمد و جنگ پيوست (12) . و بعد از محاربت بسيار كه از كافران كشته شدند و گريختند، و جيسيه را با طائفهء از سلاحداران و جانداران گرد و پيچ (13) كردند و از اطراف درآمدند، لشكر عرب بر جيسيه حمله كردند و بيشتر حشم او را بدوزخ فرستادند. پس پيلبان خواست كه از خاطر و ضمير جيسيه استخبار (14) كند كه بر جنگ
(1) م ندارد: عزيز؛ س: فرزندم عزيز
(2) م اينجا افزايد: آنكه
(3) پ: نوشته بود؛ س: نوشتى؛ ك: نبشته است
(4) در جميع نسخ: درين كار
(5) پ: موافقت
(6) ب: سازى
(7) م: سير
(8) ب س كم: اعتصام
(9) ب س ك م: داهر جيسيه با محمد علافي، و نسخه پ «جيسيه با» ندارد، و ليكن چون اين فصل با محمد علافي هيچ علاقهء ندارد، ما اسم او را از عنوان حذف كرده ايم
(10) م: عرب
(11) س: اجتماع
(12) م: بجنگ به پيوست
(13) ب س: گرد در پيچ
(14) م: امتحان