فهرس الكتاب

الصفحة 195 من 313

تنجيم جواب داد كه بر وجه حساب غلبه مر لشكر عرب (1) راست، زيرا كه (ص 140) زهره پس پشت اوست و مقابل تو. راى داهر از ان سخن (2) در خشم شد. منجم گفت: پادشاه را تيره (3) نبايد شد؛ بفرماى تا صورت زهره از زر بسازند (4) تا زهره پس پشت تو (5) باشد و فتح ترا باشد (4) . پس صورتى (6) ساختند و بر فتراك (7) او بستند. محمّد قاسم نزديكتر آمد. بمقدار نيم فرسنگ ميان هر دو لشكر (نزول) مسافت بود (8) .

روز ديگر از آنجا نقل كرد و بدو بانگ زمين فرود آمد. چون نزديك لشكر عرب (9) نزول كرد، (پس) داهر از ملوك (10) خود تكرى (11) را بخواند و او را دبير كور خواندندى (12) . گفت: ترا پيش محمّد قاسم بايد رفت. دبير اعور بر حكم اشارت با خيل خود بيرون آمد و با لشكر اسلام مقابل شد و حرب (13) پيوست. از بدو صباح تا انصرام رواح شجاعان دلير و مردان از هر دو طرف دست آويزشها (14) كردند (15) تا آنگاه كه فرو ماندند (16) و باز گشتند.

پس داهر (17) لعين جاهين (18) را روز ديگر فرمود كه او مردى شجاع بود. بيرون آمد و در جنگ (19) پيوست تا كه كشته شد. پس چون هر (20) فوجى

(1) س م: اسلام

(2) ب پ: سخون

(3) پ: طيره

(4 - 4) اين جمله در جميع نسخ بعد از «بستند» مى آيد

(5) در جميع نسخ: او

(6) ب س ك‍م: صورت

(7) پ: بفتراك

(8) پ: نزول كرد؛ س: نزول بود

(9) ب س ك‍م ندارد: عرب؛ بايد قراءة صحيح اينطور باشد. چون لشكر عرب نزديك نزول كرد

(10) پ: نزديك

(11) م: تقرى

(12) ب س: خواندند؛ ك‍: خوانند؛ م: گويند

(13) پ: بحرب

(14) پ س م: دست آويزها

(15) ك‍م: كرده اند

(16) پ ك‍م: مانده اند

(17) س: راى

(18) ب: تكر جهييور؛ پ: تكر جهيمز؛ ح س: تكر جيپور؛ ك‍: تكبر جيهور

(19) پ: بجنگ

(20) ب س ك‍م: پس داهر چون

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت