فهرس الكتاب

الصفحة 122 من 313

نبشته حجّاج

پس حجّاج بار ديگر نامه نوشت و باز نمود كه يا امير المومنين مدّتى است كه بنديان مسلمانان (1) بدست كافران مبتلا شده اند، و لشكر اسلام را يكبار منهزم گردانيدند، انتقام آن ببايد كشيدن (2) ، و آن مسلمانان را مخلص بايد كردن (3) . و بدانچه در ضمن فرمان اشارت است كه ولايت (4) دور دست است، و در استعداد و تهيّؤ حشم مبلغى بيفائده صرف مى شود، (و) ما را عدّت و آلت [و] اسلحه و غير آن تمام موجود است و تفاوتى بيشتر نمى باشد، و آنچه از مؤنت (5) و اخراجات و بيوتات (6) بايد آن مبلغ كه از خزانه دار الخلافة (7) درين لشكر خرج مى افتد قبول. (f 48 b) كرده مى آيد كه تا به اضعاف بخزانهء معموره عَمَرَها الله (ص 79) باز رسانيده مى آيد إن شاء الله تعالى.

رسيدن نبشته (8) بدار الخلافت و اجازت گرفتن لشكر بسفر هند (9)

چون اين نوشته شرف مطالعهء دار الخلافت يافت، مثال توقيع اصدار فرمود و اجازت كرد. (عرضداشت حجاج بار ديگر) پس حجاج ديگر بار عرضه داشت نوشته كه چون بفرمان اجازت مشرف گردانيد (10) شش هزار مرد از رؤساء شام را مثال فرمايد (11) تا اهبت و عدّت تمام و سلاح و آلت حرب مهيّا و مستعد و آماده روى بدين لشكر آرند، چنانكه بوقت حرب (12) نام هر يك بدانم، و با من موافق باشند، و از محاربت روى نگردانند.

(1) پ: مسلمان

(2) س: كشيد

(3) س: گردانيد

(4) م: بولايت

(5) س: معونت

(6) پ: اخراجات بيوتات؛ س ك‍: مونات

(7) ب ك‍م: خانه؛ پ: خانه خلافت؛ و يحتمل كه «خانه» اشتباهست براى «خزانه» كه مصحح اختيار نموده است

(8) ب س: نوشته

(9) پ: اجازت كردن سفر هند

(10) ب س م: گردانيدى

(11) ب س م: فرمائيد

(12) س: بحربگاه

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت