حكماء سند و فيلسوفان هند (6) كه ساكن و مقيم اين ملك اند، در كتب قديم چنان (7) از اسطرلاب و تنجيم استخراج كردند (7) كه اين مملكت را (8) لشكر اسلام فتح (ص 112) كند (9) و در ضبط آورد؛ و هر مردى كه اقبال معين و نصرة قرين او شود و با كياست و صولت (10) باشد، بهر واقعه كه حادث گردد تجربه گيرد و هوشيارتر گردد، چنانچه طريق خلاص بر وى محجوب نگردد، كه (11) اگر از وقت و فرصت (12) بگذرد و فوت شود، آن مكروه بوى (f 70 a) رسد. و چون با من مشاورت كردى و جانب ما را رعايت واجب ديدى (13) ، از امانت باشد (14) ؛ و اگر جواب با صواب نگويم مخالفت باشد. و اگر من براى خود بى جنگ و حرب بخدمت تو پيوندم، جاى ملامت خصمان و بد نامئ خاندان
(1) در جميع نسخ: جرم
(2) ب پ س ك: تا آن باس؛ م: پاس
(3) پ: داهر چچ
(4) ب س كم: ملكى
(5) ب پ س م: ملوك
(6) ب س كم: حكماى فيلسوفان هند
(7 - 7) پ: آورده اند
(8) پ: «بدست» بجاى «را»
(9) پ: شود
(10) ب پ ك: صوامت؛ س: هوامت؛ م: صوالت
(11) ب س: و
(12) پ: وقت فرصت
(13) پ: رعايت داشتى
(14) مى نمايد كه جواب جمله متقدم ساقط شده