فهرس الكتاب

الصفحة 147 من 313

رعايا است از زرّاع و صنّاع و تجّار و اوباش از بجهرا پهلو گردانيده اند، و با وى بيعت ندارند؛ و بجهرا از اهبت (1) و عدّت نتواند بود كه بمحاربت تو مقابل شود، و بمنازعت و محاربت دست آويز كند. لشكر اسلام بدان پيغام معلوم كرده (2) خيره (3) شدند، و محمّد قاسم شب و روز جنگ متواتر فرمود. مدّت نزديك يك هفته حصاريان (4) دست از جنگ بكشيدند. چون بجهرا (f 62 a) دانست كه حصار تنگ آمد (5) ، از دروازهء شمالى بوقت آنچه عالم در حجاب قيرگون پنهان شد از آب عبره كرد و متوارى شد و بگريخت، تا بحد (6) بودهيه رسيد. و آن وقت (7) ملك بودهيه كاكه بن كوتك (8) بود سمنى بهكو (9) و حصار او سيسم (10) بود بر لب آب كنبه (11) . و اهل بودهيه و مقدمان آن نواحى باستقبال آمدند (12) ، و پيش حصار او را فرود آوردند.

پس محمّد قاسم (13) ، چون بجهرا برفت و سمنيان سر در ربقهء اطاعت آوردند، در حصار سيوستان درآمد و ايمن شد، و عمّال و نواب خود را بر مهمّات ولايت نصب كرد، و نواحى در اهتمام و عهدهء او كرد. پس هرجا كه زر و نقره بود (14) اختيار كرد، و سيم و پيرايه و نقود همه بستد (15) ، الّا از سمنيان كه با وى عهد وثيق كرده بودند. پس آنچه حق لشكر اسلام بود (16) بداد، و خمس بيرون آورد و بخزانه دار حجاج تسليم كرد، و آن فتح نامه بحجاج نبشت (17) (ص 100) و راوتان را نامزد فرمود، و غنيمت و برده فرستاد، و خود آنجا مقام كرد.

(1) و در جميع نسخ: ابهت

(2) ب: كرده؛ س: كردند

(3) م: چيره

(4) س: تا مدت يك هفته حصار را بدست آورد و حصاريان

(5) پ: حصاريان تنگ آمدند

(6) ب: بجهة

(7) م افزايد: گذر

(8) م: كوتل

(9) ب ح س ك‍: سمنى سكو

(10) ب: سميم؛ ك‍: سيم

(11) ب: كهنه؛ پ ك‍: كينهه

(12) س: دويدند

(13) س: بعد محمد قاسم ديد كه

(14) س افزايد: برو

(15) ب م: بستند

(16) ب س افزايد: همه را

(17) ب س: نوشت

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت