فهرس الكتاب

الصفحة 177 من 313

مرا بر ايشان (1) بگماشت، بجهة آنكه كار ايشان به انصرام رسيده است و دولت (ص 125) روى از ايشان بگردانيده، و طريقت و شريعت (2) و حقيقت اظهار يافت، و عَلَم اعزاز دين افراشته گشت. ترا بايد كه كشتيها بهر نوع كه ميسّر گردد فراهم آرى، و از كشتيها پل بندى، تا آسان گذرى، اگر چه كافران را مكروه مى نمايد، تا معلوم باشد (3) ، والسّلام (4) .

خواندن محمّد قاسم مثال حجاج يوسف را

پس چون محمّد قاسم اين مكتوب را بخواند و اسبان (5) برسيدند، در جواب اين مكتوب احوالها نوشت (6) ، و در ضمن آن ترشى خواست، كه بسبب خورشهاى مخالف و بيگاه خوردن علّت و رطوبت و مخالفت طبع مى زايد. بنوعيكه دست دهد (7) از شرابخانه (f 77 a) خاص قدرى سركه فرمايد كه لشكر را بدان احتياجى تمام است (8) .

پس حجاج بفرمود تا پنبه محلوج بياوردند. به سركه تر مى كردند و خشك مى ساختند (9) . بكرّات سركه برداشت. پس اين پنبه را در بارها بدوختند و بلشكرگاه آوردند. و نبشته در قلم آوردند، و در ضمن آن فرمودند كه محمّد قاسم بر قول پيغامبر (10) صلّى الله عليه و سلّم اقتدا مى كند كه نعم الإدام الخلّ؛ سركه خواسته بود (10) در پنبهء محلوج تعبيه كرده شد. چون برسد بآب تر مى بايد كرد تا سركه باز دهد.

(1) پ: مر ايشان را

(2) پ: طريق شريعت

(3) م: مى باشد

(4) ب پ س ندارد: و السلام

(5) پ: و از اسبان

(6) پ: نبشت

(7) ب پ ك‍: بدست دهد

(8) ب س ك‍م: احتياج مى باشد

(9) ب س ك‍م: مى كردند

(10 - 10) اين جمله در نسخ ب س ك‍موجود نيست

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت