فهرس الكتاب

الصفحة 125 من 313

پس محمد قاسم بطالع سعد به شيراز منزل فرمود و مقام كرد، تا اهل عراق و شام بتمامت برسيدند، و آنچه منجنيق و متين و تبر (1) و خفتان (ص 81) كه در حرب حصار (2) را شايد در كشتى نهاد. و ابن مغيره و خريم (3) را بر سر كشتى شحنه (4) فرمود، و وصيت كرد كه اگر درين كشتيها خللى ظاهر گردد در عهدهء خود دانند (5) ، نبايد كه كار (6) بسياست كشد (7) .

مثال حجاج بجانب محمد قاسم (8)

پس حجاج نبشته بمحمد قاسم در قلم آورد، و در ضمن آن ياد كرد كه من خريم و ابن مغيره را فرستادم (9) . فرموده شد كه در سوادِ ديبل با تو پيوندند، و ترا آنجا توقف بايد كرد تا كشتى برسد (10) . در ضمان و امان الهى برويد في حفظ الله و عونه. (خبر) اسحاق بن ايوب و حلوان (11) كلبى روايت كردند كه تجهيز ما يحتاج (f 50 a) همه لشكر حجاج (12) بتمامت نيكوترين حال بساخت (12) ، و بلك زيادت از آنچه مى بايست در عدّت و آلت جهد كرد.

پس گفت: شما را همه ساختگى مهيّا شد، و اكنون مى بايد كه هر چهار سوار را يك شتر بستانيد. ناقه بار كشى متحمّلى مى دهم، تا بارى زيادت بر شتر ننهيد (13) (و) بدآنچه محتاج نگرديد (14) . و از خدايتعالى بترسيد، و صبر را پيرايه سازيد. و چون بولايت دشمن ايصال (15) كنيد، در

(1) ب س: مس؛ پ: متين و سر؛ م: تپير؛ و يمكن اين كلمه اخير «تير» باشد

(2) پ: بحرب و حصار

(3) ك‍: ابن مغيره خريم

(4) پ ندارد: شحنه

(5) پ ك‍م: دانيد

(6) ب س ك‍م ندارد: كار

(7) ب س: كشند

(8) پ ك‍م ندارد: بجانب محمد قاسم

(9) س: فرستاده بودم؛ پ م: فرستاديم

(10) پ: برسند

(11) م: حلوات

(12 - 12) س: باتمام رسانيد

(13) ب س ك‍م: نهند؛ پ ننهند

(14) م: گردند

(15) س: اتصال

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت