زنجير فيل باز گردانيدند (1) . لشكر اسلام حمله كردند و كفار را براندند بدان موضع كه صف ايشان بود. و روز بآخر رسيد. هر دو لشكر بازگشتند.
چنين آورده اند مشاطگان اين عرائس كه چون (f 88 a) روز ديگر (ص 144) صبح جهان آراى دلكشاى جمال از مشرق شارق بعالم نمود. روز پنجشنبه بود. داهر (2) بيرون آمد و پسر خود جيسيه را در قلب با ده هزار سوار (3) جنگى مغرق در آهن - بعضى از ايشان موى كشاده و تيغها كشيده، و بعضى موى گره زده (4) و تيغ و سپر گرفته (5) - تا برابر صف مسلمانان آمدند و بايستادند. داهر بر پيل سپيد نشسته و گرد بگرد او پيلان ديگر، پس پشت او و از دست راست او جيسيه و ابى بن ارجن (6) و كوار اكبر جدّ كوار اصغر (7) و جيبن (8) عمزاده داهر و بشر بن هول (9) و قتيبه (10) بن بشر از جانب ميسره، و دهرسيه (11) بن داهر و بيل صاحب كنبه (12) و نائله (13) و جونه و جتهل (14) و جمله اختياران سند و بجهارى (15) و استيراهل (16) و سنج (17) و اسيار (18) و لقيا امار (19) و جمله جتّان شرقى را فراهم آورد و پس پشت خود نصب فرمود. و سيّافان و جانداران (20)
(1) ب: گرديدند
(2) پ: داهر راى
(3) م: ده سوار
(4) پ: گره كرده
(5) م: كشيده
(6) ب پ ح س: أبى بن احسن؛ ك: حسن
(7) ب: كراو اكبر جل كوار؛ س: گرداگير كوار اصغر؛ ح: كراد اكبر جل كوار اصغر
(8) پ: حسين؛ ك: جيسنى
(9) م: بشير بن دهول
(10) ح م: قيه؛ پ س: قبه؛ ك: قير
(11) ب ح: دهرسين؛ ك: هرسيه
(12) پ: بيان بن صاحب كنبه؛ م: كبيه
(13) ك: نايل
(14) اين قراءة مصحح است، اگر چه براى آن هيچ سند موجود نيست؛ ب س: اين اسم را ندارد؛ ح: مشيبد؛ پ ك: مشيد؛ م: مستهل
(15) ب ح: بخيارى؛ پ: بحبارى؛ س ك: بختيارى
(16) ب ح: اسراهيل؛ پ: اسرهيل؛ س ك: سراهيل
(17) پ: سنح؛ م: سپنج؛ و در ساير نسخ: سنج
(18) ب ح: اسبار؛ پ: اسباب؛ س: اسپار
(19) ب ح: تعيالبا؛ پ: لقيالبا؛ ك: لقيالها
(20) س: جانبازان