نبشتن فتحنامه (1) مقتل داهر و مملكت مضبوط كردن (1) محمّد قاسم بحجّاج
بر (2) راى امير عراق و هند حجّاج بن يوسف: بعد از تحيّات وافره (3) و خدمات متواتره (4) محمّد قاسم عرضه مى دارد (5) ، كه مَلِك سبحانه و تعالى و تقدّست (6) اسماءه، بفضل عميم و لطف كريم لشكر اسلام را (7) ، بعد از انچه از جانبين مبارزان دلير و شجاعان (8) دلاور خود را فداى تيغ آبدار (9) كردند، فتح و نصرت بارزانى داشت (10) ؛ داهر و لشكر او را (11) از پيلان مست و سواران كفره كه مغرق سلاح بودند منهزم (f 95 a) و مقهور گردانيد؛ و (ص 155) فيل و اسب و امتعه و اقمشه و برده و مواشى (12) او بتمامى در تصرف ما آمده؛ و خمس آن غنائم (13) بخزانهء دار الخلافت (14) تحويل افتاد. و توقّع از كرم الهى مى باشد كه (15) چون سر اين كار (16) راست آمد كل ممالك هند و سند در تحت اقتدار و تمكين ما آيد و مسلّم گردد، إن شاء الله العزيز.
پس سر داهر به صارم بن ابى صارم (17) همدانى سپردند؛ و ابو قيس را از بنى قيس (18) نامزد كرد؛ و ذكوان بن علوان البكرى و يزيد بن مخالد (19) همدانى و زياد بن الحوارى العبدى و غير آن را در موافقت همديگر روان كرده بود،
(1 - 1) اين جمله در نسخه ب موجود نيست؛ و نسخه پ تمام اين عنوان را ندارد
(2) ب پ س م: پس
(3) پ س: وافر
(4) ب: متوافره؛ پ: متواتر؛ س: متوافر
(5) س: عرضداشت؛ م: عرض دارد
(6) س: تقدّس
(7) پ: بحال لشكر اسلام
(8) م: شجاع
(9) پ: تيغ آبدار كفار
(10) پ: بارزانى حال لشكر اسلام باز داشت
(11) ب پ كم: او را محمد قاسم
(12) پ ندارد: مواشى
(13) ب س كم ندارد: غنائم
(14) م: بخزانه و دار الخلافة
(15) پ: كرم الهى آنكه
(16) ب س كم: چون اين كار
(17) ب ندارد: بن ابى صارم
(18) پ: بنى تميم؛ س ندارد: بنى قيس؛ م: ابن قيس
(19) پ: مخالف